پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۶۱۷

هر طرف جلوه کند، روی به ما بنماید

نتواند به کسی شمع قفا بنماید

شمع بتخانه به منعم سر خود جنباند

چون ره کعبه به من قبله نما بنماید

رازهای فلک از سینه ی عارف پیداست

همچو دریا که درو مرغ هوا بنماید

چوب خواهد، مدد از هرکه کسی می جوید

رهنما چون طلبم، خضر عصا بنماید

سوی گلخن چو روم، شعله ز روی تعظیم

خیزد از مسند خاکستر و جا بنماید

کامی از عمر سبکرو نپذیرد صورت

عکس در آب روان، روی کجا بنماید؟

خبر از گرمی این بادیه هرکس پرسد

خضر افتد به قفا و کف پا بنماید

ما و آوارگی ای دل، که خدا می خواهد

وسعت مملکت خویش به ما بنماید!

شحنه ای نیست درین بادیه افسوس سلیم

که ره گم شده را راهنما بنماید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۱۹در عشق، دل چه ناله ی مستانه می کشد
  2. شمارهٔ ۶۲۰از بس که مرا بخت زبون شور برآمد
  3. شمارهٔ ۶۲۱هر سنگ ریزه، طور تجلی نمی شود
  4. شمارهٔ ۶۲۲به یاد زلفت از هر سینه بوی مشک می‌آید
  5. شمارهٔ ۶۲۳خوش آن نسیم کزان زلف مشکسود آید
  6. شمارهٔ ۶۲۴قدم هرکس به راه او نهد منزل نمی‌خواهد
  7. شمارهٔ ۶۲۵سایه ی بخت، مرا افسر شاهی باشد
  8. شمارهٔ ۶۲۶بی توام ذوق کی از بستر راحت باشد
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.