پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۶۱۶

دل در طلب چه گوش به صوت درا کند

مجنون عشق، رقص به آواز پا کند

مست تو پابرهنه به دریا حباب وار

بر روی آب گردد و کسب هوا کند

درویش عشق را ز قلم دست کوته است

مشق شکستگی ز نی بوریا کند

گریان به عالم آمد و نالان به خاک رفت

چون کوه، سنگ تربت عاشق صدا کند

در ملک هند، بی می انگور سوختیم

کو غوره ای دریغ که کس توتیا کند

دل را گمان صبر و شکیبی به خویش هست

معلوم می شود گره خود چو وا کند

مغرور را سزا رسد از دور آسمان

باد از بروت خوشه برون آسیا کند

چون قطره، برگرفتهٔ خود را جهان سلیم

بر آسمان رساند و از کف رها کند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۱۸هم‌نشین از گریهٔ من کاشکی دامان کشد
  2. شمارهٔ ۶۱۹در عشق، دل چه ناله ی مستانه می کشد
  3. شمارهٔ ۶۲۰از بس که مرا بخت زبون شور برآمد
  4. شمارهٔ ۶۲۱هر سنگ ریزه، طور تجلی نمی شود
  5. شمارهٔ ۶۲۲به یاد زلفت از هر سینه بوی مشک می‌آید
  6. شمارهٔ ۶۲۳خوش آن نسیم کزان زلف مشکسود آید
  7. شمارهٔ ۶۲۴قدم هرکس به راه او نهد منزل نمی‌خواهد
  8. شمارهٔ ۶۲۵سایه ی بخت، مرا افسر شاهی باشد
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.