پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۶۰۲

دلم امشب ز جنون چون خم می جوشان بود

چون گلم چاک گریبان ز هم آغوشان بود

یاد میخانه که آنجا به گدایی دایم

همچو آیینه سکندر ز نمدپوشان بود

کس چه داند که میان گل و بلبل چه گذشت

هرکه امشب به چمن بود، ز بیهوشان بود

شب که می رفت به کف جام شرابش از یاد

می توان یافت که در فکر فراموشان بود

عشق را سلسله جنبان تویی امروز ای دل

بی تو زنجیر جنون، کوچه ی خاموشان بود

فیض آزادگی این بس که به گلزار، سلیم

سرو را شاخ گل از غاشیه بر دوشان بود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۰۴می‌کشان روی تمنا کی به زمزم می‌نهند
  2. شمارهٔ ۶۰۵از چشم من خیال تو بیرون نمی‌رود
  3. شمارهٔ ۶۰۶می بده ساقی که حسن باغ و بستان می‌رود
  4. شمارهٔ ۶۰۷چو گل به آب روان شد، چو می به تاب آمد
  5. شمارهٔ ۶۰۸آیینه را چو نوبت دیدار می‌رسد
  6. شمارهٔ ۶۰۹ای خوش آن روز که آن سیب ذقن سبز شود
  7. شمارهٔ ۶۱۰آهم چو جوش زد، دل ناشاد بشکند
  8. شمارهٔ ۶۱۱تیغ بردار که چون حوصله بی تاب شود
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.