پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۶۰۱

پرتوی هردم به دل فیض الهی افکند

وقت آن آمد که داغ ما سیاهی افکند

سرفرازی از سر عریان بود خورشید را

شمع سر در پیش از صاحب کلاهی افکند

می شود لب تشنه را معلوم، راز تشنگی

بر لب دریا اگر گوشی چو ماهی افکند

لاله در باغ از نوید مقدم او همچو شمع

تاج خود را پیش باد صبحگاهی افکند

کوششی دارد پی سرمایه ی خود هرکه هست

بخت من بردارد، ار داغی سیاهی افکند

چشم مستت ریخت خونم را، بلی اینش سزاست

هرکه طرح آشنایی با سپاهی افکند

چتر سبز تاک را نازم که مستان را سلیم

سایه اش در سر هوای پادشاهی افکند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۰۳سری دارم چو مغزش در میان درد
  2. شمارهٔ ۶۰۴می‌کشان روی تمنا کی به زمزم می‌نهند
  3. شمارهٔ ۶۰۵از چشم من خیال تو بیرون نمی‌رود
  4. شمارهٔ ۶۰۶می بده ساقی که حسن باغ و بستان می‌رود
  5. شمارهٔ ۶۰۷چو گل به آب روان شد، چو می به تاب آمد
  6. شمارهٔ ۶۰۸آیینه را چو نوبت دیدار می‌رسد
  7. شمارهٔ ۶۰۹ای خوش آن روز که آن سیب ذقن سبز شود
  8. شمارهٔ ۶۱۰آهم چو جوش زد، دل ناشاد بشکند
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.