پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۶۰۰

خروش فتنه‌ای از روزگار می‌آید

چو بانگ سیل که از کوهسار می‌آید

صفای دل طلبی، چشم از جهان بربند

که رخنه‌ای‌ست کز اینجا غبار می‌آید

ز چوب عود بود کشتی فناطلبان

که هرچه غرق شود زان، به کار می‌آید

جنون ز سبزهٔ خط تو در سرم گل کرد

که از خزان تو بوی بهار می‌آید

گرم به وصل رساند سلیم، نیست عجب

که هرچه گویی ازین روزگار می‌آید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۰۲دلم امشب ز جنون چون خم می جوشان بود
  2. شمارهٔ ۶۰۳سری دارم چو مغزش در میان درد
  3. شمارهٔ ۶۰۴می‌کشان روی تمنا کی به زمزم می‌نهند
  4. شمارهٔ ۶۰۵از چشم من خیال تو بیرون نمی‌رود
  5. شمارهٔ ۶۰۶می بده ساقی که حسن باغ و بستان می‌رود
  6. شمارهٔ ۶۰۷چو گل به آب روان شد، چو می به تاب آمد
  7. شمارهٔ ۶۰۸آیینه را چو نوبت دیدار می‌رسد
  8. شمارهٔ ۶۰۹ای خوش آن روز که آن سیب ذقن سبز شود
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.