پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۹۹

بی تو معموره ی دل رو به خرابی دارد

مو به مویم ز جنون سلسله تابی دارد

برنیاید ز فلک در طلبت کام جهان

همچو آن تشنه که پیراهن آبی دارد

آخر کار دل از عشق تو پیداست که چیست

که سر رشته ی این مرغ، کبابی دارد

بیخودم از لب مستی که چو آب زمزم

غنچه ته جرعه ی او را به گلابی دارد

رغبتم هیچ نمانده ست به شیرینی جان

دل خونابه فشان، حال شرابی دارد

ماتم تشنه لبان گر نگرفته ست حباب

از برای چه به تن جامه ی آبی دارد؟

چه غم است از فلک آن را که به غم خوی گرفت

چون سمندر که فراغت ز کبابی دارد

شکوه هرچند که دل را ز غم دوست، سلیم

بی حساب است، ولی حرف حسابی دارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۰۱پرتوی هردم به دل فیض الهی افکند
  2. شمارهٔ ۶۰۲دلم امشب ز جنون چون خم می جوشان بود
  3. شمارهٔ ۶۰۳سری دارم چو مغزش در میان درد
  4. شمارهٔ ۶۰۴می‌کشان روی تمنا کی به زمزم می‌نهند
  5. شمارهٔ ۶۰۵از چشم من خیال تو بیرون نمی‌رود
  6. شمارهٔ ۶۰۶می بده ساقی که حسن باغ و بستان می‌رود
  7. شمارهٔ ۶۰۷چو گل به آب روان شد، چو می به تاب آمد
  8. شمارهٔ ۶۰۸آیینه را چو نوبت دیدار می‌رسد
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.