پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۶۰۴

می‌کشان روی تمنا کی به زمزم می‌نهند

جام می‌گیرند و منت بر سر جم می‌نهند

ترک عالم لازم مستی‌ست، میخواران از آن

وقت جام می کشیدن چشم بر هم می‌نهند

جنس خود را خوار نتوان دید، می‌لرزد سپهر

در چمن مستان چو پا بر روی شبنم می‌نهند

کاش بگذارند غمخواران به حال خود مرا

می‌شود ناسور، زخمم را چو مرهم می‌نهند

نالهٔ مستانه خون از سنگ بگشاید سلیم

جام می بیهوده از کف اهل ماتم می‌نهند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۰۶می بده ساقی که حسن باغ و بستان می‌رود
  2. شمارهٔ ۶۰۷چو گل به آب روان شد، چو می به تاب آمد
  3. شمارهٔ ۶۰۸آیینه را چو نوبت دیدار می‌رسد
  4. شمارهٔ ۶۰۹ای خوش آن روز که آن سیب ذقن سبز شود
  5. شمارهٔ ۶۱۰آهم چو جوش زد، دل ناشاد بشکند
  6. شمارهٔ ۶۱۱تیغ بردار که چون حوصله بی تاب شود
  7. شمارهٔ ۶۱۲نه همین تنها مرا چون شمع، آتش قوت کرد
  8. شمارهٔ ۶۱۳دل من ناله ز شوق تو پر آشوب کند
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.