پرش به محتوای اصلی
سعدی

سعدی

غزلیات

۶۳۷ شعر

فهرست اشعار

  1. غزل شمارهٔ ۶۱ افسوس بر آن دیده که روی تو ندیده‌ست
  2. غزل شمارهٔ ۶۲ اِی لُعبتِ خندان لبِ لَعلَت که مَزیده‌ست؟
  3. غزل شمارهٔ ۶۳ از هرچه می‌رود، سخنِ دوست خوش‌تر است
  4. غزل شمارهٔ ۶۴ این بوی روح‌پرور از آن خوی دلبر است
  5. غزل شمارهٔ ۶۵ عیب یاران و دوستان هنر است
  6. غزل شمارهٔ ۶۶ هر کسی را نتوان گفت که صاحب‌نظر است
  7. غزل شمارهٔ ۶۷ فریاد من از فراق یار است
  8. غزل شمارهٔ ۶۸ چشمت خوش است و بر اثر خواب خوش‌تر است
  9. غزل شمارهٔ ۶۹ عشرت خوش است و بر طرف جوی خوشترست
  10. غزل شمارهٔ ۷۰ ای که از سرو روان قد تو چالاک‌ترست
  11. غزل شمارهٔ ۷۱ دلی که عاشق و صابر بوَد، مگر سنگ است
  12. غزل شمارهٔ ۷۲ پای سرو بوستانی در گِل است
  13. غزل شمارهٔ ۷۳ دیده از دیدار خوبان برگرفتن مشکل‌ست
  14. غزل شمارهٔ ۷۴ شراب از دست خوبان سلسبیل‌ست
  15. غزل شمارهٔ ۷۵ کارم چو زلف یار پریشان و دَرهم است
  16. غزل شمارهٔ ۷۶ یارا بهشت صحبت یاران همدم است
  17. غزل شمارهٔ ۷۷ بر من که صبوحی زده‌ام خرقه حرام است
  18. غزل شمارهٔ ۷۸ امشب به راستی شب ما روز روشن است
  19. غزل شمارهٔ ۷۹ این باد بهار بوستان است؟
  20. غزل شمارهٔ ۸۰ این خط شریف از آن بنان است
  21. غزل شمارهٔ ۸۱ چه روی است آن که پیشِ کاروان است؟
  22. غزل شمارهٔ ۸۲ هزار سختی اگر بر من آید، آسان است
  23. غزل شمارهٔ ۸۳ مگر نسیم سحر بوی زلف یار منست
  24. غزل شمارهٔ ۸۴ ز من مپرس که در دست او دلت چون است
  25. غزل شمارهٔ ۸۵ با همه مهر و با منش کین‌ست
  26. غزل شمارهٔ ۸۶ بخت جوان دارد آن که با تو قرین است
  27. غزل شمارهٔ ۸۷ گر کسی سرو شنیده‌ست که رفته‌ست این است
  28. غزل شمارهٔ ۸۸ با خردمندی و خوبی پارسا و نیکخوست
  29. غزل شمارهٔ ۸۹ بِتا هلاک شود دوست در محبت دوست
  30. غزل شمارهٔ ۹۰ سرمست درآمد از درم دوست
  31. غزل شمارهٔ ۹۱ سفر دراز نباشد به پای طالب دوست
  32. غزل شمارهٔ ۹۲ کس به چشمم در نمی‌آید که گویم مثل اوست
  33. غزل شمارهٔ ۹۳ یار من آن که لطف خداوند یار اوست
  34. غزل شمارهٔ ۹۴ خورشید زیر سایه زلف چو شام اوست
  35. غزل شمارهٔ ۹۵ آن که دل من چو گوی در خم چوگان اوست
  36. غزل شمارهٔ ۹۶ ز هر چه هست گزیرست و ناگزیر از دوست
  37. غزل شمارهٔ ۹۷ صبحی مبارکست نظر بر جمال دوست
  38. غزل شمارهٔ ۹۸ گفتم مگر به خواب ببینم خیال دوست
  39. غزل شمارهٔ ۹۹ صبح می‌خندد و من گریه‌کنان از غم دوست
  40. غزل شمارهٔ ۱۰۰ این مطرب از کجاست که برگفت نام دوست؟
  41. غزل شمارهٔ ۱۰۱ ای پیکِ پی‌خجسته که داری نشانِ دوست
  42. غزل شمارهٔ ۱۰۲ تا دست‌ها کمر نکنی بر میان دوست
  43. غزل شمارهٔ ۱۰۳ ز حد گذشت جدایی میان ما ای دوست
  44. غزل شمارهٔ ۱۰۴ مرا تو غایت مقصودی از جهان ای دوست
  45. غزل شمارهٔ ۱۰۵ آب حیات من است خاک سر کوی دوست
  46. غزل شمارهٔ ۱۰۶ شادی به روزگار گدایان کوی دوست
  47. غزل شمارهٔ ۱۰۷ صبحدم خاکی به صحرا برد باد از کوی دوست
  48. غزل شمارهٔ ۱۰۸ مرا خود با تو چیزی در میان هست
  49. غزل شمارهٔ ۱۰۹ بیا بیا که مرا با تو ماجرایی هست
  50. غزل شمارهٔ ۱۱۰ هر چه در روی تو گویند به زیبایی هست
  51. غزل شمارهٔ ۱۱۱ مشنو ای دوست که غیر از تو مرا یاری هست
  52. غزل شمارهٔ ۱۱۲ زهی رفیق که با چون تو سروبالایی است
  53. غزل شمارهٔ ۱۱۳ مرا از آن چه که بیرونِ شهر، صحرایی‌ست؟
  54. غزل شمارهٔ ۱۱۴ دردی‌ست دردِ عشق که هیچش طبیب نیست
  55. غزل شمارهٔ ۱۱۵ کیست آن کَش سر پیوند تو در خاطر نیست
  56. غزل شمارهٔ ۱۱۶ گر صبر دل از تو هست و گر نیست
  57. غزل شمارهٔ ۱۱۷ ای که گفتی هیچ مشکل چون فراق یار نیست
  58. غزلِ شمارهٔ ۱۱۸ جان ندارد هر که جانانیش نیست
  59. غزل شمارهٔ ۱۱۹ هر چه خواهی کن که ما را با تو روی جنگ نیست
  60. غزل شمارهٔ ۱۲۰ خبرت هست که بی‌روی تو آرامم نیست؟

متن اشعار به نقل از گنجور.