پرش به محتوای اصلی
سعدی سعدی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۹

عشرت خوش است و بر طرف جوی خوشترست

می بر سماع بلبل خوشگوی خوشترست

عیش است بر کنار سمن‌زار خواب صبح؟

نی، در کنار یار سمن‌بوی خوشترست

خواب از خمار بادهٔ نوشین بامداد

بر بستر شقایق خودروی خوشترست

روی از جمال دوست به صحرا مکن که روی

در روی همنشین وفاجوی خوشترست

آواز چنگ مطرب خوشگوی گو مباش

ما را حدیث همدم خوشخوی خوشترست

گر شاهد است سبزه بر اطراف گلستان

بر عارضین شاهد گلروی خوشترست

آب از نسیم باد زره‌روی گشته گیر

مفتول زلف یار زره‌موی خوشترست

گو چشمه آب کوثر و بستان بهشت باش

ما را مقام بر سر این کوی خوشترست

سعدی! جفا نبرده چه دانی تو قدر یار؟

تحصیل کام دل به تکاپوی خوشترست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۱دلی که عاشق و صابر بوَد، مگر سنگ است
  2. غزل شمارهٔ ۷۲پای سرو بوستانی در گِل است
  3. غزل شمارهٔ ۷۳دیده از دیدار خوبان برگرفتن مشکل‌ست
  4. غزل شمارهٔ ۷۴شراب از دست خوبان سلسبیل‌ست
  5. غزل شمارهٔ ۷۵کارم چو زلف یار پریشان و دَرهم است
  6. غزل شمارهٔ ۷۶یارا بهشت صحبت یاران همدم است
  7. غزل شمارهٔ ۷۷بر من که صبوحی زده‌ام خرقه حرام است
  8. غزل شمارهٔ ۷۸امشب به راستی شب ما روز روشن است
همه‌ی غزلیات ←

سعدی درباره‌ی سعدی

مشرف‌الدین مصلح بن عبدالله شیرازی شاعر و نویسندهٔ بزرگ قرن هفتم هجری قمری است. اهل ادب به وی لقب «استادِ سخن»، «پادشاهِ سخن»، «شیخِ اجل» و حتی به طور مطلق، «استاد» داده‌اند. تخلص او «سعدی» است که از نام اتابک مظفرالدین سعد پسر ابوبکر پسر سعد پسر زنگی گرفته شده است. او احتمالاً بین سال‌های ۶۰۰ تا ۶۱۵ هجری قمری زاده شده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.