پرش به محتوای اصلی
نیر تبریزی

نیر تبریزی

غزلیات

۱۴۴ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۶۱ ای قدت سرو، اگر سرو به رفتار آید
  2. شمارهٔ ۶۲ هر صباحم که ره از خانۀ خمار افتد
  3. شمارهٔ ۶۳ از تو نتابم رخ ای نگار بمعبود
  4. شمارهٔ ۶۴ گر چونتو در آفاق جفار کار نباشد
  5. شمارهٔ ۶۵ جز دل ما که ز یاد تو به پرواز آید
  6. شمارهٔ ۶۶ چه شدی کار من دلشده یکسر می‌شد
  7. شمارهٔ ۶۷ عنبرین‌موی تو ، بر طرف جبین می‌گذرد
  8. شمارهٔ ۶۸ زلف جانان سحر از باد صبا در هم شد
  9. شمارهٔ ۶۹ نگار من چو بتاراج عقل و دین خیزد
  10. شمارهٔ ۷۰ نه من از تنگی دام است که در فریادم
  11. شمارهٔ ۷۱ خیز تا معتکف خانۀ خمار شویم
  12. شمارهٔ ۷۲ تیشه بر پا زدی ار داغ منش در دل بود
  13. شمارهٔ ۷۳ دلبر من به چهره چون زلف معنبر آورد
  14. شمارهٔ ۷۴ اگر بلبل به دل داغی ز جور باغبان دارد
  15. شمارهٔ ۷۵ افسرده دلان شورت نادیده بسر دارد
  16. شمارهٔ ۷۶ جان در خور خدنگ تو ابرو کمان نبود
  17. شمارهٔ ۷۷ گر نه چشمان تو در قصد گرفتارانند
  18. شمارهٔ ۷۸ بتان چو زلف مسلسل به تاب می‌سازند
  19. شمارهٔ ۷۹ در قیامت اگرم زلف تو زنجیر شود
  20. شمارهٔ ۸۰ شانه هر دم که بر آن کاکل مشکین گذرد
  21. شمارهٔ ۸۱ عمری که بی‌تو ای مه نوشاد می‌رود
  22. شمارهٔ ۸۲ این خودسری که زلف تو ای دلربا کند
  23. شمارهٔ ۸۳ تا سر کار تو با خانۀ خمار افتاد
  24. شمارهٔ ۸۴ انس من ایشیخ با می است و دف و عود
  25. شمارهٔ ۸۵ یارب آنخال که ما را شد از او روز سیاه
  26. شمارهٔ ۸۶ محتسب با ساغر می گر مرا سر بشکند
  27. شمارهٔ ۸۷ بکش ای دوست نداریم ز حکم تو گزیر
  28. شمارهٔ ۸۸ ز تاب زلف تو نارسته خط دمید آخر
  29. شمارهٔ ۸۹ نه در آزردن دلها چو تو خودرای دگر
  30. شمارهٔ ۹۰ هندوی چشم و خال و خط و زلف مشک‌بیز
  31. شمارهٔ ۹۱ شد روی یار جلوه‌گر از زلف مشک‌بیز
  32. شمارهٔ ۹۲ ای جوان کاین همه آتش زنیم بر دل و ریش
  33. شمارهٔ ۹۳ گه به مسجد کشدم گه به کلیسای کشیش
  34. شمارهٔ ۹۴ نه سر سیحۀ زاهد نه چلیپای کشیش
  35. شمارهٔ ۹۵ کجا به گوش رسد ناله‌های زار منش
  36. شمارهٔ ۹۶ عاشق که رنج عشق نداند ز راحتش
  37. شمارهٔ ۹۷ جهان دریای خوناب است و ناپیداست پایانش
  38. شمارهٔ ۹۸ دل من کنعان است و چاه سینهٔ زندانش
  39. شمارهٔ ۹۹ چشم بر صیدم نیفکند آنشکار افکن دریغ
  40. شمارهٔ ۱۰۰ گفتم رقم کنم به تو حال دل ملول
  41. شمارهٔ ۱۰۱ من آن نیم که دل آزرده از جفای تو باشم
  42. شمارهٔ ۱۰۲ هر دم از یاد تو با چشم جدا گریم و مویم
  43. شمارهٔ ۱۰۳ با تو نخواهم رخ حور ای صنم
  44. شمارهٔ ۱۰۴ گر مساعد شود آن طرۀ عنبر شکنم
  45. شمارهٔ ۱۰۵ خم ابروی تو تا با مژه پیوست به هم
  46. شمارهٔ ۱۰۶ که برگذشت که خون می‌رود ز چشم ترم
  47. شمارهٔ ۱۰۷ بپای دار کشد محتسب ز میکده مستم
  48. شمارهٔ ۱۰۸ می بنالم که بسر وقت رسد صیادم
  49. شمارهٔ ۱۰۹ خیز تا معتکف خانه خمار شویم
  50. شمارهٔ ۱۱۰ زنی چو آتش می ساقیا بخر من هوشم
  51. شمارهٔ ۱۱۱ به سرم فتاده شوری که ز خود خبر ندارم
  52. شمارهٔ ۱۱۲ دل به دریا زدن از چشم تر آموخته‌ام
  53. شمارهٔ ۱۱۳ دل گسست از من و با چشم تو پیوست به هم
  54. شمارهٔ ۱۱۴ سر گران تا کی ز من ساقی بده رطلی گرانم
  55. شمارهٔ ۱۱۵ عهدها شد که نکردی به نگاهی شادم
  56. شمارهٔ ۱۱۶ من ای حریف نه مرد شراب گلگونم
  57. شمارهٔ ۱۱۷ خون شد دل از علایق ناسوت کثرتم
  58. شمارهٔ ۱۱۸ ای صنم کز چشم کافر کیش بردی دین من
  59. شمارهٔ ۱۱۹ ای غلام بر سیمین تو زرین کمران
  60. شمارهٔ ۱۲۰ ساقی کناف بوالهوسان از پیاله کن

متن اشعار به نقل از گنجور.