پرش به محتوای اصلی
نیر تبریزی نیر تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۱

به سرم فتاده شوری که ز خود خبر ندارم

برو از سر من ای سر که هوای سر ندارم

همه خون خورم که این غم به دلی دگر کند جا

به جز این غم ایمن الله که غم دگر ندارم

صنم شکر فروشم به دهان نهفته شکر

همه گویدم به تلخی که برو شکر ندارم

سحری‌ست هر شبی را ز قفا بلی دریغا

که من از فراقت امشب دگر آن سحر ندارم

صنما ز کوه نازت پر کاه شد تن من

قدری ز ناز کم کن که دگر کمر ندارم

ز نظاره‌های دلکش به طمع نیفتی ای دل

که امید خیر و خوبی من از این نظر ندارم

سزد ار ز دست جورت ز جگر فغان برآرم

بر شه ولی دریغا که من آن جگر ندارم

چو ز کعبه جمال تو به مدعا رسیدم

به نیاز نذر کردم که دل از تو برندارم

نه که عهد بوستانم ز نظر برفته نیرّ

ز قفس ملولم اما چه کنم که پر ندارم

خر شیخ در تک و دو بر هر خس از پی جو

منم آنکه بارِ خسرو ، نکشم که خر ندارم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۳دل گسست از من و با چشم تو پیوست به هم
  2. شمارهٔ ۱۱۴سر گران تا کی ز من ساقی بده رطلی گرانم
  3. شمارهٔ ۱۱۵عهدها شد که نکردی به نگاهی شادم
  4. شمارهٔ ۱۱۶من ای حریف نه مرد شراب گلگونم
  5. شمارهٔ ۱۱۷خون شد دل از علایق ناسوت کثرتم
  6. شمارهٔ ۱۱۸ای صنم کز چشم کافر کیش بردی دین من
  7. شمارهٔ ۱۱۹ای غلام بر سیمین تو زرین کمران
  8. شمارهٔ ۱۲۰ساقی کناف بوالهوسان از پیاله کن
همه‌ی غزلیات ←

نیر تبریزی درباره‌ی نیر تبریزی

میرزا محمدتقی مامقانی یا میرزا محمدتقی حجة الاسلام، متخلص به «نیر» و مشهور به «نیر تبریزی» در ۱۲ جمادی الاولی ۱۲۴۸ ه.ق در شهر تبریز به دنیا آمد. تحصیلات را نزد پدرش آغاز کرد. او تا سال ۱۲۶۹ ه.ق به یادگیری مقدمات مشغول بود و در این سال پدر را از دست داد. وی که برای تکمیل تحصیلات خود در ۲۲ سالگی عازم عتبات عالیات شده بو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.