پرش به محتوای اصلی
نیر تبریزی نیر تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۹

ای غلام بر سیمین تو زرین کمران

خاکسار کف پای تو سر تا جوران

بکدامین طرف آرم بتماشای تو روی

اینهمه جلوۀ روی تو کران تا بکران

دست امید مکن کونهم از حلقۀ زلف

که دراز است ره عشق و من از نو سفران

جای عذر است چگویم بتو ای ناصح پیر

که نداری جز از عشوۀ شیرین پسران

شیشۀ دردکشان میشکنی زاهد باش

تا بدیوان خرابات رسم جامه دران

می نگفتم مده ایدیده که خونگیر شوی

دامن دل بکف غمزّ بیداد گران

دل زآرایش سجاده کشان گشت ملول

ایخوشا خرقۀ آلودۀ شوریده سران

پایۀ همت منظور بلند است دریغ

کانصفا نیست در آئینۀ کوته نظران

واعظانرا سر خود خواهی اگر درد نداشت

بالله ار سینه زدی اینهمه سنک دگران

جلوۀ تا دهمت جان ز سبکروحی شوق

سر بزیر قدم و دیده برویت نگران

کفر رندان نظر باز حدیثی است قدیم

نیرّا تازه کن ایمان ز لب سیمیران

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۱ای ساقی جان آبی بر آتشم از می زن
  2. شمارهٔ ۱۲۲به خطا می‌رمد آن نرگسِ فتّان از من
  3. شمارهٔ ۱۲۳بگذار تا بماند چشمم به رهگذاران
  4. شمارهٔ ۱۲۴عمر این گردش ایام چه خواهد بودن
  5. شمارهٔ ۱۲۵دلا گر گوهر مقصود خواهی دیده دریا کن
  6. شمارهٔ ۱۲۶من و وصال تو از خواب عجب خیالست این
  7. شمارهٔ ۱۲۷چند بیهوده دلا اینهمه افغان از من
  8. شمارهٔ ۱۲۸ای که با لشکر مژگان دراز آمده‌ای
همه‌ی غزلیات ←

نیر تبریزی درباره‌ی نیر تبریزی

میرزا محمدتقی مامقانی یا میرزا محمدتقی حجة الاسلام، متخلص به «نیر» و مشهور به «نیر تبریزی» در ۱۲ جمادی الاولی ۱۲۴۸ ه.ق در شهر تبریز به دنیا آمد. تحصیلات را نزد پدرش آغاز کرد. او تا سال ۱۲۶۹ ه.ق به یادگیری مقدمات مشغول بود و در این سال پدر را از دست داد. وی که برای تکمیل تحصیلات خود در ۲۲ سالگی عازم عتبات عالیات شده بو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.