پرش به محتوای اصلی
نیر تبریزی نیر تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۵

دلا گر گوهر مقصود خواهی دیده دریا کن

ز فیض دانهٔ اشک آستین پر درّ لالا کن

به قوسین علایق چند چون پرگار سرگردان

درون نه پای و جا از نقطهٔ موهوم ادنی کن

ز فیض شمس لاهوتی در این نادوس ناسوتی

به تهلیلات اکسیریه نفس مرده احیا کن

به دار الخیر حکمت نه رخ و در عین درویشی

بنه اکلیل زر بر سر به تخت هر مسی جا کن

اگر نقش بقا خواهی در ای مرآت طبعانی

هیولا را به صورت آر و صورت را هیولا کن

چو دیو خیره در چاه طبیعت سرنگون تا کی

بیا بر شکل انسانی نگاهی سوی بالا کن

اگر چون پور عمران طالب نور تجلایی

عصای مسکنت بر دست گیر و سینه سینا کن

یکی کن جوهر روح و جسد با نقش لاهوتی

ره توحید گیر و ترک تثلیث نصاری کن

نمی‌گویم ز ایجاد طبیعی سر بزن لیکن

به تکلیف از ادای آنچه آنجا خواهی اینجا کن

ز گنج عقل میراث پدر دست آور و بنشین

به صدر علم و بر قدّوسیان تعلیم اسما کن

چو کرکس بر سر مردار دنیا پر زنان تا کی

به قاف قرب نه پای و مکان بر فرق عنقا کن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۷چند بیهوده دلا اینهمه افغان از من
  2. شمارهٔ ۱۲۸ای که با لشکر مژگان دراز آمده‌ای
  3. شمارهٔ ۱۲۹بر جو فلک ز شعلۀ آهم کرانه‌ای
  4. شمارهٔ ۱۳۰طوقی ز خط بدور زنخدان کشیده‌ای
  5. شمارهٔ ۱۳۱سخت ای لعبت شیرین همه جا رو شده‌ای
  6. شمارهٔ ۱۳۲از هر طرف که پای به پیچم ز کوی تو
  7. شمارهٔ ۱۳۳سوزنده آتشی که شود پخته خام از او
  8. شمارهٔ ۱۳۴ای صورت زیبای تو مرآت معانی
همه‌ی غزلیات ←

نیر تبریزی درباره‌ی نیر تبریزی

میرزا محمدتقی مامقانی یا میرزا محمدتقی حجة الاسلام، متخلص به «نیر» و مشهور به «نیر تبریزی» در ۱۲ جمادی الاولی ۱۲۴۸ ه.ق در شهر تبریز به دنیا آمد. تحصیلات را نزد پدرش آغاز کرد. او تا سال ۱۲۶۹ ه.ق به یادگیری مقدمات مشغول بود و در این سال پدر را از دست داد. وی که برای تکمیل تحصیلات خود در ۲۲ سالگی عازم عتبات عالیات شده بو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.