پرش به محتوای اصلی
نیر تبریزی نیر تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۴

ای صورت زیبای تو مرآت معانی

سرگشته چو پرگار به تصویر تو مانی

در جنس ملک گر بشری هست تو اویی

در نوع بشر گر ملکی هست تو آنی

جسمی اگر ای مایهٔ جان جسم بهشتی

جانی اگر ای قوّت تن جان جهانی

سهو است به جد تنگ کشیدن به کنارت

زین سان که تو نازک‌تن و باریک‌میانی

آرش نه ای ترک توزۀ سست کن از تبر

بر ساعد سیمین نسزد سخت کمانی

نامی ز دهان تو شنیدیم در افواه

جستیم و ندیدیم از آن نام نشانی

گر وصل دهانت طلبد دل مکنش منع

نبود عجب از پیر تمنای جوانی

گویم که شب از نالۀ دل سخت تو شد نرم

چون روز شود باز ببینم که همانی

گفتند به دور زنخش آب حیات است

خود را به چه انداختم از راه ندانی

جرم از دل ما نیست که امکان سلامت

از تیر نظر نیست که تیری‌ست نهانی

ای جان به ترازیّ بهای تو سبک‌سنگ

درّی چو تو کس یاد ندارد به گرانی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۶دلم بخستی و در خون گذاشتی و گذشتی
  2. شمارهٔ ۱۳۷چمنی دیدم و کردم قدمی چند خرامی
  3. شمارهٔ ۱۳۸ز کمان ابروی دل‌نشین، چو خدنگ غمزه رها کنی
  4. شمارهٔ ۱۳۹نکرد از لابه ای بیمهر اگر خوی تو تغییری
  5. شمارهٔ ۱۴۰خنک آن شبی که او رخ بفروزد از شرابی
  6. شمارهٔ ۱۴۱در خاطر منی و به دل تیغ می‌زنی
  7. شمارهٔ ۱۴۲شبی پرسیدم از خلوت نشینی
  8. شمارهٔ ۱۴۳بر آن سری که بگیری ز لعل او کامی
همه‌ی غزلیات ←

نیر تبریزی درباره‌ی نیر تبریزی

میرزا محمدتقی مامقانی یا میرزا محمدتقی حجة الاسلام، متخلص به «نیر» و مشهور به «نیر تبریزی» در ۱۲ جمادی الاولی ۱۲۴۸ ه.ق در شهر تبریز به دنیا آمد. تحصیلات را نزد پدرش آغاز کرد. او تا سال ۱۲۶۹ ه.ق به یادگیری مقدمات مشغول بود و در این سال پدر را از دست داد. وی که برای تکمیل تحصیلات خود در ۲۲ سالگی عازم عتبات عالیات شده بو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.