پرش به محتوای اصلی
نیر تبریزی نیر تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۵

امشب اگر ای نائی آهنگ دگر داری

از سوز درون ما مانا که خبر داری

ساقی قدح می ده با یاد جم و کی ده

زود آر و پیاپی ده گر پاس سحر داری

از خون رزان ما را مستی نشود حاصل

پیش آر سبوئی چند گر خون جگر داری

هان روی محمر کن طرح دگری سر کن

سیم رخ ما زر کن کاکسیر نظر داری

سیل است خطر دارد آهسته بنه پا را

گر بر سر خون ما آهنگ گذر داری

من بیخود و سر مستم ای پیر مغان دستی

بو کایندل افتاده از خاک تو برداری

گه سلسله جنبانی گه مشگ برافشانی

ایزلف خم اندر خم بر گو چه بسرداری

ای پور بشر تا کی همخوابۀ حور العین

هین سر به بیابان نه گر عهد پدر داری

طبعی که بشر دارد صد راه به شر دارد

از دیو مخسب ایمن تا طبع بشر داری

نعلین و عصا بگذار بر وادی ایمن شو

چونموسی اگر جانا آهنگ سفر داری

نعل است تنت بر کن نفس است عصا بفکن

زین هر دو چو بگذشتی بس شوکت وفر داری

نور ید بیضا بین ثعبان سبکپا بین

هی نار تجلی بین تا نور بصر داری

عشقیی که ز جان خیزد از تیر نپرهیزد

ایجان تو سلامت شو مهلاً تو سپر داری

ایجان جهول ما تو مور سبکساری

بس کوه گران یارا دامن بکمرداری

ایطایر لاهوتی تا چند ز مبهوتی

در مجلس ناسوتی صد رشته ببرداری

این رشته زیر بر کن وین تنگ قفس بشکن

از عرش برین سرزن ور دام خطر داری

عاشق چو ز پا افتاد با سر برود نیّر

دردا که تو بیچاره نی پا و نه سر داری

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۷چمنی دیدم و کردم قدمی چند خرامی
  2. شمارهٔ ۱۳۸ز کمان ابروی دل‌نشین، چو خدنگ غمزه رها کنی
  3. شمارهٔ ۱۳۹نکرد از لابه ای بیمهر اگر خوی تو تغییری
  4. شمارهٔ ۱۴۰خنک آن شبی که او رخ بفروزد از شرابی
  5. شمارهٔ ۱۴۱در خاطر منی و به دل تیغ می‌زنی
  6. شمارهٔ ۱۴۲شبی پرسیدم از خلوت نشینی
  7. شمارهٔ ۱۴۳بر آن سری که بگیری ز لعل او کامی
  8. شمارهٔ ۱۴۴من خود مجرّد از همه نام و نشانمی
همه‌ی غزلیات ←

نیر تبریزی درباره‌ی نیر تبریزی

میرزا محمدتقی مامقانی یا میرزا محمدتقی حجة الاسلام، متخلص به «نیر» و مشهور به «نیر تبریزی» در ۱۲ جمادی الاولی ۱۲۴۸ ه.ق در شهر تبریز به دنیا آمد. تحصیلات را نزد پدرش آغاز کرد. او تا سال ۱۲۶۹ ه.ق به یادگیری مقدمات مشغول بود و در این سال پدر را از دست داد. وی که برای تکمیل تحصیلات خود در ۲۲ سالگی عازم عتبات عالیات شده بو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.