پرش به محتوای اصلی
نیر تبریزی نیر تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۸

ز کمان ابروی دل‌نشین، چو خدنگ غمزه رها کنی

سزد ار به تیر بهای او، دو هزار خون به خطا کنی

تو ز هر طرف که کشی کمان، کنمت سپر تن ناتوان

که مباد بر دل دیگران، رهی از مراوده وا کنی

کشم آن‌چه ناز توانمت، گاه پیش غیر نخوانمت

که ستیزه جویی و دانمت، که بهانه ز بهر جفا کنی

به دلم شرر زدی از ستم، زدم ز غیرت مشق دم

بکن آن‌چه که دانی‌اَم ای صنم، که ز ماست هر چه به ما کنی

به خدنگ‌ غمزهٔ جان‌ستان، چو ز پا فکندی‌اَم ای جوان

چه شود دمی به وداع جان، نگهی اگر به قفا کنی

ز بلای چشم تو کشوری، همه شب ستاده به داوری

تو دگر ندانمت ای پری، که به کار خلق چه‌ها کنی

نه به نزد خویش خوانی‌اَم، نه ز کوی خویش رانی‌اَم

نه ببندی و نه برهانی‌اَم، نه کُشی مرا نه دوا کنی

رطب است خار جفای تو، شکر است زهر بلای تو

چو تویی چو نیست به جای تو، صنما بکن که به‌جا کنی

چه جفا که نیّر ناتوان، نکشد ز دست تو دل‌ستان

به فدای چشم تو ای جوان، که کشی مرا و رها کنی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۰خنک آن شبی که او رخ بفروزد از شرابی
  2. شمارهٔ ۱۴۱در خاطر منی و به دل تیغ می‌زنی
  3. شمارهٔ ۱۴۲شبی پرسیدم از خلوت نشینی
  4. شمارهٔ ۱۴۳بر آن سری که بگیری ز لعل او کامی
  5. شمارهٔ ۱۴۴من خود مجرّد از همه نام و نشانمی
همه‌ی غزلیات ←

نیر تبریزی درباره‌ی نیر تبریزی

میرزا محمدتقی مامقانی یا میرزا محمدتقی حجة الاسلام، متخلص به «نیر» و مشهور به «نیر تبریزی» در ۱۲ جمادی الاولی ۱۲۴۸ ه.ق در شهر تبریز به دنیا آمد. تحصیلات را نزد پدرش آغاز کرد. او تا سال ۱۲۶۹ ه.ق به یادگیری مقدمات مشغول بود و در این سال پدر را از دست داد. وی که برای تکمیل تحصیلات خود در ۲۲ سالگی عازم عتبات عالیات شده بو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.