پرش به محتوای اصلی
نیر تبریزی نیر تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۰

خنک آن شبی که او رخ بفروزد از شرابی

چکد از جگر مرا خون چو بر آتشی کبابی

تو خود ای غزال رعنا چه بلا شدی خدا را

که به دور چشم مست تو ندیده فتنه خوابی

چه شب است یا رب امشب که در انتظار روزش

همه اختران شمردیم و نیامد آفتابی

به گرشمهٔ نهانی بکنی هر آنچه دانی

نه مرا دل سؤالی نه تو را سر جوابی

اگر از لب تو بوسی بزدم مکن تُرُش رو

که کش آشنای دیرین نکشد به شکّر آبی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۲شبی پرسیدم از خلوت نشینی
  2. شمارهٔ ۱۴۳بر آن سری که بگیری ز لعل او کامی
  3. شمارهٔ ۱۴۴من خود مجرّد از همه نام و نشانمی
همه‌ی غزلیات ←

نیر تبریزی درباره‌ی نیر تبریزی

میرزا محمدتقی مامقانی یا میرزا محمدتقی حجة الاسلام، متخلص به «نیر» و مشهور به «نیر تبریزی» در ۱۲ جمادی الاولی ۱۲۴۸ ه.ق در شهر تبریز به دنیا آمد. تحصیلات را نزد پدرش آغاز کرد. او تا سال ۱۲۶۹ ه.ق به یادگیری مقدمات مشغول بود و در این سال پدر را از دست داد. وی که برای تکمیل تحصیلات خود در ۲۲ سالگی عازم عتبات عالیات شده بو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.