پرش به محتوای اصلی
نیر تبریزی نیر تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۱

در خاطر منی و به دل تیغ می‌زنی

خوش می‌کنی به دوستی ای شوخ دشمنی

رویی چو سیم دیدم ریختم خیال خام

خوردم چو تیغ ناز تو دیدم که آهنی

باری چنان بزن که نگیرد به دامنت

گر می‌زنی بر آتشم ای زلف دامنی

کس منع خوشه‌چین نظر چون تو می‌نکرد

با خوشه‌ای مگر چه کم آید ز خرمنی

عشق تو چید سنگ ملالت به دور من

بر من ز کید مدعیان ساخت مأمنی

چون سوختی بر آتش غم آشیان دل

بازی بده به حلقهٔ زلفش نشیمنی

جرمی که رفته ز اهل نظر چیست خود بگو

چشم نظاره روشن و این روی دیدنی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۳بر آن سری که بگیری ز لعل او کامی
  2. شمارهٔ ۱۴۴من خود مجرّد از همه نام و نشانمی
همه‌ی غزلیات ←

نیر تبریزی درباره‌ی نیر تبریزی

میرزا محمدتقی مامقانی یا میرزا محمدتقی حجة الاسلام، متخلص به «نیر» و مشهور به «نیر تبریزی» در ۱۲ جمادی الاولی ۱۲۴۸ ه.ق در شهر تبریز به دنیا آمد. تحصیلات را نزد پدرش آغاز کرد. او تا سال ۱۲۶۹ ه.ق به یادگیری مقدمات مشغول بود و در این سال پدر را از دست داد. وی که برای تکمیل تحصیلات خود در ۲۲ سالگی عازم عتبات عالیات شده بو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.