پرش به محتوای اصلی
نیر تبریزی نیر تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۶

دلم بخستی و در خون گذاشتی و گذشتی

بحیرتم ز چه این صید کشتی و ز چه هشتی

چه لاله ها که ز غم ریخت بیتو چشم بدامن

کدام گلبن حسرت در اینچمن که نگشتی

اگر نه آتش روی تو بود آفت جانها

بدین لطافت و منظر بگفتی که بهشتی

قیاس حسن تو سهو است جز بیوسف مصری

که پاک دامن و پاکیزه روی و پاک سرشتی

خطی ز مشگ نوشتی بدور صفحۀ سیمین

فدای کلک و نباتت که خوش ختیته نوشتی

خوشا هوای گلستان و جام بادۀ رنگین

ز دست حور بهشتی بماه ارد بهشتی

زدیم خویش بدریا زیمن همت پاکان

نه بار رهبری ناخدا نه منت کشتی

ز نخ بکلک مصور کسی زند که ندارد

خبر ز سابقۀ اقتضای خوبی و زشتی

ز خویش پرس حکایت که در صلوح ارادت

یکیست زاهد و خرابی و کشیش کنشتی

بکوش و قد چو الف راست کن که جیم نگوید

بخامه زن که مرا از چه گوژپشت نوشتی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۸ز کمان ابروی دل‌نشین، چو خدنگ غمزه رها کنی
  2. شمارهٔ ۱۳۹نکرد از لابه ای بیمهر اگر خوی تو تغییری
  3. شمارهٔ ۱۴۰خنک آن شبی که او رخ بفروزد از شرابی
  4. شمارهٔ ۱۴۱در خاطر منی و به دل تیغ می‌زنی
  5. شمارهٔ ۱۴۲شبی پرسیدم از خلوت نشینی
  6. شمارهٔ ۱۴۳بر آن سری که بگیری ز لعل او کامی
  7. شمارهٔ ۱۴۴من خود مجرّد از همه نام و نشانمی
همه‌ی غزلیات ←

نیر تبریزی درباره‌ی نیر تبریزی

میرزا محمدتقی مامقانی یا میرزا محمدتقی حجة الاسلام، متخلص به «نیر» و مشهور به «نیر تبریزی» در ۱۲ جمادی الاولی ۱۲۴۸ ه.ق در شهر تبریز به دنیا آمد. تحصیلات را نزد پدرش آغاز کرد. او تا سال ۱۲۶۹ ه.ق به یادگیری مقدمات مشغول بود و در این سال پدر را از دست داد. وی که برای تکمیل تحصیلات خود در ۲۲ سالگی عازم عتبات عالیات شده بو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.