پرش به محتوای اصلی
نیر تبریزی نیر تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۳

سوزنده آتشی که شود پخته خام از او

جام می است خواجه بکن پر مشام از او

آسایشت هواست گر از صبح و شام دهر

خالی مدار بزم به هر صبح و شام از او

نام ار به تَرکِ باده‌پرستی‌ست می بیار

هی تا رود به باد مرا خواجه نام از او

ساقی اگر به رشوه دهی بوسه‌ای به شیخ

فتوی توان گرفت به شُربِ مُدام از او

نان حلال گر بود این سان که شیخ راست

صد باز به نزد من آب حرام از او

سرمایه‌ای‌ست حُسن که از روی سرکشی

بر خواجه کبر و ناز فروشد غلام از او

نیر جناب عشق بلند است نی عجب

گر غافل است زاهد عالی‌مقام از او

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۵امشب اگر ای نائی آهنگ دگر داری
  2. شمارهٔ ۱۳۶دلم بخستی و در خون گذاشتی و گذشتی
  3. شمارهٔ ۱۳۷چمنی دیدم و کردم قدمی چند خرامی
  4. شمارهٔ ۱۳۸ز کمان ابروی دل‌نشین، چو خدنگ غمزه رها کنی
  5. شمارهٔ ۱۳۹نکرد از لابه ای بیمهر اگر خوی تو تغییری
  6. شمارهٔ ۱۴۰خنک آن شبی که او رخ بفروزد از شرابی
  7. شمارهٔ ۱۴۱در خاطر منی و به دل تیغ می‌زنی
  8. شمارهٔ ۱۴۲شبی پرسیدم از خلوت نشینی
همه‌ی غزلیات ←

نیر تبریزی درباره‌ی نیر تبریزی

میرزا محمدتقی مامقانی یا میرزا محمدتقی حجة الاسلام، متخلص به «نیر» و مشهور به «نیر تبریزی» در ۱۲ جمادی الاولی ۱۲۴۸ ه.ق در شهر تبریز به دنیا آمد. تحصیلات را نزد پدرش آغاز کرد. او تا سال ۱۲۶۹ ه.ق به یادگیری مقدمات مشغول بود و در این سال پدر را از دست داد. وی که برای تکمیل تحصیلات خود در ۲۲ سالگی عازم عتبات عالیات شده بو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.