پرش به محتوای اصلی
نیر تبریزی نیر تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۱

سخت ای لعبت شیرین همه جا رو شده‌ای

عهد دیرینه نپای و گله نشنو شده‌ای

کام فرهاد چه سان تلخ نگردد که بهشر

همه شور است که همخوابۀ خسرو شده‌ای

کس چو خورشید تر اسیر نیارستی دید

حالی انگشت نما همچو مه نو شده‌ای

گندم خال ترا جان به بها میدادند

خبرت هست که بیقدر ترا ز جو شده‌ای

پی صید تو بهر گوشه دو صد دام فریب

تو چو آهو بچه هر سو بتک و دو شده‌ای

مدعی روی تو شب خواب نمیدید و کنون

جلوه گر در همه آفاق چو پرتو شده‌ای

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۳سوزنده آتشی که شود پخته خام از او
  2. شمارهٔ ۱۳۴ای صورت زیبای تو مرآت معانی
  3. شمارهٔ ۱۳۵امشب اگر ای نائی آهنگ دگر داری
  4. شمارهٔ ۱۳۶دلم بخستی و در خون گذاشتی و گذشتی
  5. شمارهٔ ۱۳۷چمنی دیدم و کردم قدمی چند خرامی
  6. شمارهٔ ۱۳۸ز کمان ابروی دل‌نشین، چو خدنگ غمزه رها کنی
  7. شمارهٔ ۱۳۹نکرد از لابه ای بیمهر اگر خوی تو تغییری
  8. شمارهٔ ۱۴۰خنک آن شبی که او رخ بفروزد از شرابی
همه‌ی غزلیات ←

نیر تبریزی درباره‌ی نیر تبریزی

میرزا محمدتقی مامقانی یا میرزا محمدتقی حجة الاسلام، متخلص به «نیر» و مشهور به «نیر تبریزی» در ۱۲ جمادی الاولی ۱۲۴۸ ه.ق در شهر تبریز به دنیا آمد. تحصیلات را نزد پدرش آغاز کرد. او تا سال ۱۲۶۹ ه.ق به یادگیری مقدمات مشغول بود و در این سال پدر را از دست داد. وی که برای تکمیل تحصیلات خود در ۲۲ سالگی عازم عتبات عالیات شده بو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.