پرش به محتوای اصلی
نیر تبریزی نیر تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۶

من و وصال تو از خواب عجب خیالست این

ولی خیال تو و خواب من محالست این

رخت ربودۀ ز دل نقطۀ سویدائی

نهاده زیر سر زلف کچ که خالست این

قدت بسرو چمن سر فرو نمیآرد

بقامت تو ندانم چه اعتدالست این

ز دست دوست تفاوت نمیکند بخیال

که زهر ناب و یا شربت زلالست این

بکوی دوست خموش خوش است بیخبری

بطوف کعبه ندانم چه قیل و قالست این

کنم بیاد وصال تو احتمال فراق

ولی وصال بدست آید احتمالست این

شکایت از غم هجران چه میکنی نیّر

خموش باش که اینک شب وصالست این

دگر حکایتی از هجر نیز رفت چه باک

بوصل دوست تبرّا زما یقال است این

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۸ای که با لشکر مژگان دراز آمده‌ای
  2. شمارهٔ ۱۲۹بر جو فلک ز شعلۀ آهم کرانه‌ای
  3. شمارهٔ ۱۳۰طوقی ز خط بدور زنخدان کشیده‌ای
  4. شمارهٔ ۱۳۱سخت ای لعبت شیرین همه جا رو شده‌ای
  5. شمارهٔ ۱۳۲از هر طرف که پای به پیچم ز کوی تو
  6. شمارهٔ ۱۳۳سوزنده آتشی که شود پخته خام از او
  7. شمارهٔ ۱۳۴ای صورت زیبای تو مرآت معانی
  8. شمارهٔ ۱۳۵امشب اگر ای نائی آهنگ دگر داری
همه‌ی غزلیات ←

نیر تبریزی درباره‌ی نیر تبریزی

میرزا محمدتقی مامقانی یا میرزا محمدتقی حجة الاسلام، متخلص به «نیر» و مشهور به «نیر تبریزی» در ۱۲ جمادی الاولی ۱۲۴۸ ه.ق در شهر تبریز به دنیا آمد. تحصیلات را نزد پدرش آغاز کرد. او تا سال ۱۲۶۹ ه.ق به یادگیری مقدمات مشغول بود و در این سال پدر را از دست داد. وی که برای تکمیل تحصیلات خود در ۲۲ سالگی عازم عتبات عالیات شده بو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.