پرش به محتوای اصلی
نیر تبریزی نیر تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۸

ای صنم کز چشم کافر کیش بردی دین من

برخی سحرت که بستی چشم عالم بین من

زاتش عشقت دلم آئین زردشتی گرفت

دل ستی و سینه آتش خانۀ برزین من

گر بفروردین بروید لاله و نسرین بباغ

سالیانست از رخ او و لاله و نسرین من

بر نخواهد شد ز سر عشق من و بیداد او

من بمهرش خورده ام سوگند او بر کین من

گر بود این راست کز نسرین همی خیزد عبیر

نی عجب کز سوسن عنبر ریزد این نسرین من

همچو بوتیمار بر دور لبت کآب بقا است

تشه خواهد داد جان آخر دل مسکین من

سر چو بر بالین نهم با یاد آن روی چو گل

راست گوئی پشتۀ خاریست بر بالین من

نیرّا خونش بریزم در زمان از تیر آه

آسمان گر مهر بازد با مه و پروین من

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۰ساقی کناف بوالهوسان از پیاله کن
  2. شمارهٔ ۱۲۱ای ساقی جان آبی بر آتشم از می زن
  3. شمارهٔ ۱۲۲به خطا می‌رمد آن نرگسِ فتّان از من
  4. شمارهٔ ۱۲۳بگذار تا بماند چشمم به رهگذاران
  5. شمارهٔ ۱۲۴عمر این گردش ایام چه خواهد بودن
  6. شمارهٔ ۱۲۵دلا گر گوهر مقصود خواهی دیده دریا کن
  7. شمارهٔ ۱۲۶من و وصال تو از خواب عجب خیالست این
  8. شمارهٔ ۱۲۷چند بیهوده دلا اینهمه افغان از من
همه‌ی غزلیات ←

نیر تبریزی درباره‌ی نیر تبریزی

میرزا محمدتقی مامقانی یا میرزا محمدتقی حجة الاسلام، متخلص به «نیر» و مشهور به «نیر تبریزی» در ۱۲ جمادی الاولی ۱۲۴۸ ه.ق در شهر تبریز به دنیا آمد. تحصیلات را نزد پدرش آغاز کرد. او تا سال ۱۲۶۹ ه.ق به یادگیری مقدمات مشغول بود و در این سال پدر را از دست داد. وی که برای تکمیل تحصیلات خود در ۲۲ سالگی عازم عتبات عالیات شده بو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.