پرش به محتوای اصلی
نیر تبریزی نیر تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۲

دل به دریا زدن از چشم تر آموخته‌ام

چه هنرها که ز فیض نظر آموخته‌ام

غوطه خون جگر کس نبرد راه چو من

که من این غوطه به خون جگر آموخته‌ام

حق شکرانۀ پروانه فرامش نکنم

که از او ساختن بال و پر آموخته‌ام

با خیالت مژه بر هم نگذارم کاین کار

من به بیداری شب تا سحر آموخته‌ام

دیده را تاب تجلای حضور تو نبود

خود بر آتش زده تا این هنر آموخته‌ام

به سر زلف درازت که من ار در همه عمر

غیر سودای تو کاری دگر آموخته‌ام

زآب چشمم نرود نقش تو کاین فن بدیع

من به خون دل و سوی بصر آموخته‌ام

آه اگر تیغ تو ترک سر نیرّ گوید

سال‌ها پا زده تا ترک سر آموخته‌ام

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۴سر گران تا کی ز من ساقی بده رطلی گرانم
  2. شمارهٔ ۱۱۵عهدها شد که نکردی به نگاهی شادم
  3. شمارهٔ ۱۱۶من ای حریف نه مرد شراب گلگونم
  4. شمارهٔ ۱۱۷خون شد دل از علایق ناسوت کثرتم
  5. شمارهٔ ۱۱۸ای صنم کز چشم کافر کیش بردی دین من
  6. شمارهٔ ۱۱۹ای غلام بر سیمین تو زرین کمران
  7. شمارهٔ ۱۲۰ساقی کناف بوالهوسان از پیاله کن
  8. شمارهٔ ۱۲۱ای ساقی جان آبی بر آتشم از می زن
همه‌ی غزلیات ←

نیر تبریزی درباره‌ی نیر تبریزی

میرزا محمدتقی مامقانی یا میرزا محمدتقی حجة الاسلام، متخلص به «نیر» و مشهور به «نیر تبریزی» در ۱۲ جمادی الاولی ۱۲۴۸ ه.ق در شهر تبریز به دنیا آمد. تحصیلات را نزد پدرش آغاز کرد. او تا سال ۱۲۶۹ ه.ق به یادگیری مقدمات مشغول بود و در این سال پدر را از دست داد. وی که برای تکمیل تحصیلات خود در ۲۲ سالگی عازم عتبات عالیات شده بو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.