پرش به محتوای اصلی
نیر تبریزی نیر تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۵

عهدها شد که نکردی به نگاهی شادم

سست‌عهدا مگر از چشم تو باز افتادم

ز خیال سر زلف تو مرا نیست گزیر

که جز این خط جنون یاد نداد استادم

تو به شیرین‌تر از آنی که به شیرین مانی

رو ندیدم اگر انصاف دهد فرهادم

هر بلایت به تن آید کنم آویزهٔ جان

بندهٔ عاجزم ای خواجه مکن آزادم

گفتیم کام زیاد لب من تلخ مدار

هرگز این نکتۀ شیرین نرود از یادم

نالۀ زار من از وحشت جان نیست ولیک

ترسم از ضعف نیارد به نظر صیادم

وعدهٔ قند لبی دادی و عمری‌ست دراز

که مکرر کنمش تا نرود از یادم

شدم از زلف تو سر حلقۀ اصحاب جنون

گرچه آشفته بود سلسلهٔ اسنادم

بس خرابم ز تبهکاری ایام امید

که کند همت صاحب‌نظری آبادم

نیرّ افکند و هم شور حسینی به عراق

گر بیایند ملایک به مبارک‌بادم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۷خون شد دل از علایق ناسوت کثرتم
  2. شمارهٔ ۱۱۸ای صنم کز چشم کافر کیش بردی دین من
  3. شمارهٔ ۱۱۹ای غلام بر سیمین تو زرین کمران
  4. شمارهٔ ۱۲۰ساقی کناف بوالهوسان از پیاله کن
  5. شمارهٔ ۱۲۱ای ساقی جان آبی بر آتشم از می زن
  6. شمارهٔ ۱۲۲به خطا می‌رمد آن نرگسِ فتّان از من
  7. شمارهٔ ۱۲۳بگذار تا بماند چشمم به رهگذاران
  8. شمارهٔ ۱۲۴عمر این گردش ایام چه خواهد بودن
همه‌ی غزلیات ←

نیر تبریزی درباره‌ی نیر تبریزی

میرزا محمدتقی مامقانی یا میرزا محمدتقی حجة الاسلام، متخلص به «نیر» و مشهور به «نیر تبریزی» در ۱۲ جمادی الاولی ۱۲۴۸ ه.ق در شهر تبریز به دنیا آمد. تحصیلات را نزد پدرش آغاز کرد. او تا سال ۱۲۶۹ ه.ق به یادگیری مقدمات مشغول بود و در این سال پدر را از دست داد. وی که برای تکمیل تحصیلات خود در ۲۲ سالگی عازم عتبات عالیات شده بو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.