پرش به محتوای اصلی
نیر تبریزی نیر تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۳

دل گسست از من و با چشم تو پیوست به هم

دشمن و دوست به خونم شد و همدست به هم

رشتهٔ مهر چنان می‌گسل از هم که چو خط

ز در صلح در آید بتوان بست به هم

به کدامین طرف ای موج روانی که دگر

زورقی نیست درین بحر که نشکست به هم

تیر مژگان تو تا در دل خونبار نشست

شستم از دیده به یک چشم زدن دست به هم

چشم صیدافکن آن ترک کمانکش نازم

که کند تعبیه صد تبر بیک شست به هم

گر زره‌پوش شود عارضت از خط چه عجب

که کشیده است بر او تیغ دو بد مست به هم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۵عهدها شد که نکردی به نگاهی شادم
  2. شمارهٔ ۱۱۶من ای حریف نه مرد شراب گلگونم
  3. شمارهٔ ۱۱۷خون شد دل از علایق ناسوت کثرتم
  4. شمارهٔ ۱۱۸ای صنم کز چشم کافر کیش بردی دین من
  5. شمارهٔ ۱۱۹ای غلام بر سیمین تو زرین کمران
  6. شمارهٔ ۱۲۰ساقی کناف بوالهوسان از پیاله کن
  7. شمارهٔ ۱۲۱ای ساقی جان آبی بر آتشم از می زن
  8. شمارهٔ ۱۲۲به خطا می‌رمد آن نرگسِ فتّان از من
همه‌ی غزلیات ←

نیر تبریزی درباره‌ی نیر تبریزی

میرزا محمدتقی مامقانی یا میرزا محمدتقی حجة الاسلام، متخلص به «نیر» و مشهور به «نیر تبریزی» در ۱۲ جمادی الاولی ۱۲۴۸ ه.ق در شهر تبریز به دنیا آمد. تحصیلات را نزد پدرش آغاز کرد. او تا سال ۱۲۶۹ ه.ق به یادگیری مقدمات مشغول بود و در این سال پدر را از دست داد. وی که برای تکمیل تحصیلات خود در ۲۲ سالگی عازم عتبات عالیات شده بو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.