پرش به محتوای اصلی
نیر تبریزی نیر تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۰

زنی چو آتش می ساقیا بخر من هوشم

چنان بزن که بمحشر برند دوش بدوشم

برو فقیه فریبم مده بوعدۀ فردا

مرا صبوح چه حاجت چو مست باده دوشم

نه از حشیق چو صوفی در اهتمام عروجم

نه از دوگانه چو زاهد در انتظار سروشم

رهین عهد لبی دلکشم که تا لب کوثر

لب پیاله نبوسم می دو ساله بنوشم

بدور روی تو تا دیدم آندو زلف مسلسل

دگر حدیث حکیمان فرو نرفت بگوشم

مگو خموش چرائی ز زخم خنجر قاتل

چنان جراحت منکر نزد که من بخروشم

چه فتنۀ بود ندانم حریق آتش وصلت

که سوخت جان و زخاکستر هنوز بجوشم

تو خود که روی نپوشی طریق عدل نباشد

ملامت من مسکین که سر عشق بپوشم

گرم به تیغ زنی بر نگردم از تو که یوسف

برایگان نخریدم که رایگان بفروشم

بگفتمش سخن مدعی ز گوش بدر کن

بخنده گفت تو دانی که من سخن ننیوشم

هزار قصه شنیدم ز لولیان شکر لب

بجز حدیث دهانت نماند هیچ بگوشم

بکو بشحنه سر راه من بلاوه نگیرد

که نیست طاقت رفتن ز کوی باده فروشم

چه حاجت است که نیرّ حدیث دل بتو گرید

قیاس آتش سودا توان گرفت ز جوشم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۲دل به دریا زدن از چشم تر آموخته‌ام
  2. شمارهٔ ۱۱۳دل گسست از من و با چشم تو پیوست به هم
  3. شمارهٔ ۱۱۴سر گران تا کی ز من ساقی بده رطلی گرانم
  4. شمارهٔ ۱۱۵عهدها شد که نکردی به نگاهی شادم
  5. شمارهٔ ۱۱۶من ای حریف نه مرد شراب گلگونم
  6. شمارهٔ ۱۱۷خون شد دل از علایق ناسوت کثرتم
  7. شمارهٔ ۱۱۸ای صنم کز چشم کافر کیش بردی دین من
  8. شمارهٔ ۱۱۹ای غلام بر سیمین تو زرین کمران
همه‌ی غزلیات ←

نیر تبریزی درباره‌ی نیر تبریزی

میرزا محمدتقی مامقانی یا میرزا محمدتقی حجة الاسلام، متخلص به «نیر» و مشهور به «نیر تبریزی» در ۱۲ جمادی الاولی ۱۲۴۸ ه.ق در شهر تبریز به دنیا آمد. تحصیلات را نزد پدرش آغاز کرد. او تا سال ۱۲۶۹ ه.ق به یادگیری مقدمات مشغول بود و در این سال پدر را از دست داد. وی که برای تکمیل تحصیلات خود در ۲۲ سالگی عازم عتبات عالیات شده بو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.