پرش به محتوای اصلی
نیر تبریزی نیر تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۹

خیز تا معتکف خانه خمار شویم

سر به پیشش بسپاریم و سبکبار شویم

زلف ساقی بکف آریم و ببانگ دف و چنگ

مست از خانه سوی کوچه و بازار شویم

دمبدم با رخ افروخته از آتش می

همچو طاوس پی جلوه و رفتار شویم

شحنه گر خرقه و دستار به یغما ببرد

گو ببر چند خر خرقه و دستار شویم

چون ز زلف تو توان سیحه و زناری بست

ما چرا لاوه پی سیحه و زنار شویم

با نسیمی که ز کوی مه کنعان آید

زشت باشد به تنعم سوی گلزار شویم

با تو ما را خبر از خویش ز خودبینی نیست

که انا الحق زده حلاج سردار شویم

کام ما بس ز تو کز کوی تو بوئی شنویم

ما که باشیم تو را طالب دیدار شویم

سر آزاده دلا شور و شر آرد برخیز

سر زلفی بکف آریم و گرفتار شویم

آخر از خمر جنان مست چو باید بودن

ما که مستیم از اول ز چه هشیار شویم

خستگانرا از شکر خنده دهد آب حیات

خوش طبیبی است بیا تا همه بیمار شویم

قیمت لعل لب یار بجان شد نیر

گوهر ارزان شده باز آ که خریدار شویم

از پس مرگ چو خاک قدیمی باید بود

به که خاک قدم شاه جهاندار شویم

شیر حق داور دین آنکه بمه ناز کنیم

باسگان سر کوی وی اگر یار شویم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۱به سرم فتاده شوری که ز خود خبر ندارم
  2. شمارهٔ ۱۱۲دل به دریا زدن از چشم تر آموخته‌ام
  3. شمارهٔ ۱۱۳دل گسست از من و با چشم تو پیوست به هم
  4. شمارهٔ ۱۱۴سر گران تا کی ز من ساقی بده رطلی گرانم
  5. شمارهٔ ۱۱۵عهدها شد که نکردی به نگاهی شادم
  6. شمارهٔ ۱۱۶من ای حریف نه مرد شراب گلگونم
  7. شمارهٔ ۱۱۷خون شد دل از علایق ناسوت کثرتم
  8. شمارهٔ ۱۱۸ای صنم کز چشم کافر کیش بردی دین من
همه‌ی غزلیات ←

نیر تبریزی درباره‌ی نیر تبریزی

میرزا محمدتقی مامقانی یا میرزا محمدتقی حجة الاسلام، متخلص به «نیر» و مشهور به «نیر تبریزی» در ۱۲ جمادی الاولی ۱۲۴۸ ه.ق در شهر تبریز به دنیا آمد. تحصیلات را نزد پدرش آغاز کرد. او تا سال ۱۲۶۹ ه.ق به یادگیری مقدمات مشغول بود و در این سال پدر را از دست داد. وی که برای تکمیل تحصیلات خود در ۲۲ سالگی عازم عتبات عالیات شده بو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.