پرش به محتوای اصلی
نیر تبریزی نیر تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۸

می بنالم که بسر وقت رسد صیادم

نه من از تنگی دام است که در فریادم

سیر شد زینچمن سبز دل ناشادم

کاش میکرد بخود روی قفس صیادم

تیر کز شست بشد باز نیاید بکمان

پند پیران چکنم من که دل از کف دادم

کشت دور فلک از منت تعمیر مرا

خنک آنروز که سیلی برد از بنیادم

من که از خلد برین دل نگران بستم بار

تا سر کوی تو دیدم همه رفت از یادم

خواجه دشوار پسند است و مرا روی سیاه

ترسم از بندگی خویش کنم آزادم

چشم بر صورت منظور نه صوت و نه سخن

عشق در حکمت اشراق نمود استادم

گله از آدم خاکی نه طریق ادبست

گرچه آورد در این دیر خراب آبادم

لطف سلطان ازل خواست که از سجدۀ خاک

بار این نخوت بیهوده دهد بر بادم

نخورم غم که برد بار بد انگلشن قدس

علت نخوت و مستی چو ز سر بنهادم

نیرّ ابن نامه بدیوان عمل نتوان برد

آه اگر لطف شهنشه نکند امدادم

وارث ساقی کوثر شه مهر افسر طوس

آنکه با داغ غلامیش ز مادر زادم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۰زنی چو آتش می ساقیا بخر من هوشم
  2. شمارهٔ ۱۱۱به سرم فتاده شوری که ز خود خبر ندارم
  3. شمارهٔ ۱۱۲دل به دریا زدن از چشم تر آموخته‌ام
  4. شمارهٔ ۱۱۳دل گسست از من و با چشم تو پیوست به هم
  5. شمارهٔ ۱۱۴سر گران تا کی ز من ساقی بده رطلی گرانم
  6. شمارهٔ ۱۱۵عهدها شد که نکردی به نگاهی شادم
  7. شمارهٔ ۱۱۶من ای حریف نه مرد شراب گلگونم
  8. شمارهٔ ۱۱۷خون شد دل از علایق ناسوت کثرتم
همه‌ی غزلیات ←

نیر تبریزی درباره‌ی نیر تبریزی

میرزا محمدتقی مامقانی یا میرزا محمدتقی حجة الاسلام، متخلص به «نیر» و مشهور به «نیر تبریزی» در ۱۲ جمادی الاولی ۱۲۴۸ ه.ق در شهر تبریز به دنیا آمد. تحصیلات را نزد پدرش آغاز کرد. او تا سال ۱۲۶۹ ه.ق به یادگیری مقدمات مشغول بود و در این سال پدر را از دست داد. وی که برای تکمیل تحصیلات خود در ۲۲ سالگی عازم عتبات عالیات شده بو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.