پرش به محتوای اصلی
نیر تبریزی نیر تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۷

بپای دار کشد محتسب ز میکده مستم

خدا کند که نگردد رهاقرا به زدستم

ز چشم سرخوش ساقی رهین عهد الستم

که تا بحشر نبینند جز پیاله بدستم

برغم زاهد مسجد که زد بسنک سبویم

هزار توبه ز می کردم و دوباره شکستم

صبا بگو بکماندار من که ساعد سیمین

مدار رنجه که من صیدپای رفته بشستم

ز پا درازی دل طاقتم سرآمدو آخر

کمند طرۀ موئی بپاش بستم و رستم

عنان هوش ز دستم ربود چشم تو ساقی

مده پیاله بدستم که من ز پای نشستم

ز من بدلبر بیمهر زود سیر که گوید

که تار رشته سرامد ز بس کسستی و بستم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۹خیز تا معتکف خانه خمار شویم
  2. شمارهٔ ۱۱۰زنی چو آتش می ساقیا بخر من هوشم
  3. شمارهٔ ۱۱۱به سرم فتاده شوری که ز خود خبر ندارم
  4. شمارهٔ ۱۱۲دل به دریا زدن از چشم تر آموخته‌ام
  5. شمارهٔ ۱۱۳دل گسست از من و با چشم تو پیوست به هم
  6. شمارهٔ ۱۱۴سر گران تا کی ز من ساقی بده رطلی گرانم
  7. شمارهٔ ۱۱۵عهدها شد که نکردی به نگاهی شادم
  8. شمارهٔ ۱۱۶من ای حریف نه مرد شراب گلگونم
همه‌ی غزلیات ←

نیر تبریزی درباره‌ی نیر تبریزی

میرزا محمدتقی مامقانی یا میرزا محمدتقی حجة الاسلام، متخلص به «نیر» و مشهور به «نیر تبریزی» در ۱۲ جمادی الاولی ۱۲۴۸ ه.ق در شهر تبریز به دنیا آمد. تحصیلات را نزد پدرش آغاز کرد. او تا سال ۱۲۶۹ ه.ق به یادگیری مقدمات مشغول بود و در این سال پدر را از دست داد. وی که برای تکمیل تحصیلات خود در ۲۲ سالگی عازم عتبات عالیات شده بو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.