پرش به محتوای اصلی
نیر تبریزی نیر تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۶

که برگذشت که خون می‌رود ز چشم ترم

چه شعله بود که از پا گرفت تا به سرم

سزای من که نپرداختم ز دانه به دام

بکش به خون دل ای سنگ عشق بال و پرم

دگر معامله با کس نماند جز تو مرا

بیا بیا که چو دردم یکی‌ست غم نخورم

بلا نگر که به چل‌سالگی چو کودکِ خُرد

حلاوت لب شوخی فریفت با شکرم

وه رفت شب ای آفتاب صبح امید

بر آر سر که ملالت گرفت با قمرم

طبیب از آن بت نامهربانِ ده‌دله پرس

ز درد من که من از حال خویش بی‌خبرم

چه داغ بود که چشمت نهاد بر دل ریش

که دید خواب ندارد ز ناله تا سحرم

تو برگذشتی از سرگذشت سیل سرشک

بیا ببین که چه‌ها بی‌تو می‌رود به سرم

گَرَم ز دشمنِ جانی بُوَد امیدِ خلاص

امید نیست که از دست دوست جان ببرم

همیشه دست نیابد دل وفا داری

بتا مکن که چنین دل به دیگری سپرم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۸می بنالم که بسر وقت رسد صیادم
  2. شمارهٔ ۱۰۹خیز تا معتکف خانه خمار شویم
  3. شمارهٔ ۱۱۰زنی چو آتش می ساقیا بخر من هوشم
  4. شمارهٔ ۱۱۱به سرم فتاده شوری که ز خود خبر ندارم
  5. شمارهٔ ۱۱۲دل به دریا زدن از چشم تر آموخته‌ام
  6. شمارهٔ ۱۱۳دل گسست از من و با چشم تو پیوست به هم
  7. شمارهٔ ۱۱۴سر گران تا کی ز من ساقی بده رطلی گرانم
  8. شمارهٔ ۱۱۵عهدها شد که نکردی به نگاهی شادم
همه‌ی غزلیات ←

نیر تبریزی درباره‌ی نیر تبریزی

میرزا محمدتقی مامقانی یا میرزا محمدتقی حجة الاسلام، متخلص به «نیر» و مشهور به «نیر تبریزی» در ۱۲ جمادی الاولی ۱۲۴۸ ه.ق در شهر تبریز به دنیا آمد. تحصیلات را نزد پدرش آغاز کرد. او تا سال ۱۲۶۹ ه.ق به یادگیری مقدمات مشغول بود و در این سال پدر را از دست داد. وی که برای تکمیل تحصیلات خود در ۲۲ سالگی عازم عتبات عالیات شده بو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.