پرش به محتوای اصلی
نیر تبریزی نیر تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۵

خم ابروی تو تا با مژه پیوست به هم

داد چین تا به ختا تیر و کمان دست به هم

این همه خون دل خلق دلیرانه مریز

عاقبت سیل شود قطره چو پیوست به هم

نیست در ملک دل امروز به جز دست تو دست

که سر زلف تودست همه را بست به هم

چشمت از فتنه نیاساید و آخر ترسم

که جهان را زند این ترک سیه‌مست به هم

غمزه خون دل هر صید که در شیشه گرفت

زلف او باز شد و یکسره بشکست به هم

مشت مویی و دو صد سلسله دل پیش در او

الله الله به چه سان بافته این شست به هم

گرد چشمت چه بلایی است که تا می‌نگری

حشم ناز و فسون داده همی دست به هم

نیّر آمادۀ تاراج دل ویران باش

زآن خط و خال و لب و زلف که بنشست به هم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۷بپای دار کشد محتسب ز میکده مستم
  2. شمارهٔ ۱۰۸می بنالم که بسر وقت رسد صیادم
  3. شمارهٔ ۱۰۹خیز تا معتکف خانه خمار شویم
  4. شمارهٔ ۱۱۰زنی چو آتش می ساقیا بخر من هوشم
  5. شمارهٔ ۱۱۱به سرم فتاده شوری که ز خود خبر ندارم
  6. شمارهٔ ۱۱۲دل به دریا زدن از چشم تر آموخته‌ام
  7. شمارهٔ ۱۱۳دل گسست از من و با چشم تو پیوست به هم
  8. شمارهٔ ۱۱۴سر گران تا کی ز من ساقی بده رطلی گرانم
همه‌ی غزلیات ←

نیر تبریزی درباره‌ی نیر تبریزی

میرزا محمدتقی مامقانی یا میرزا محمدتقی حجة الاسلام، متخلص به «نیر» و مشهور به «نیر تبریزی» در ۱۲ جمادی الاولی ۱۲۴۸ ه.ق در شهر تبریز به دنیا آمد. تحصیلات را نزد پدرش آغاز کرد. او تا سال ۱۲۶۹ ه.ق به یادگیری مقدمات مشغول بود و در این سال پدر را از دست داد. وی که برای تکمیل تحصیلات خود در ۲۲ سالگی عازم عتبات عالیات شده بو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.