پرش به محتوای اصلی
نیر تبریزی نیر تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۴

گر مساعد شود آن طرۀ عنبر شکنم

چندگاهی ز جنون رخت بصحرا فکنم

باش یکدم که کنم پیرهن شوق قبا

ایکمانکش که زنی ناوک مژگان بتنم

خار راهیست که اندر طلبت رفته بپا

هر سو موی که سر داده برون از بدنم

ز تماشای منگر حسد آید بجمال

پرده بردار که من بی خبر از خویشتنم

شعلۀ عشق در آویخت بفانوس خیال

خنک آنروزکه سر بر کند از پیرهنم

منکه تا دوش هم آغوش تو بودم شب و روز

گرم امروز به بینی نشناسی که منم

چون ننالم که بزنجیر سر زلف توام

روز شد شام و بیاد آمده عهد وطنم

تا خیال توام از دیده بجائی نرود

همه شب تا بسحرگه مژه بر هم نزنم

لب او بر لب بیگانه و من درغم او

شهرۀ شهری و شیرین بخیالی دهنم

شور شیرین دهنان کوه گران بگذارد

نیرّا خیره ز سنگین دلی کوهکنم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۶که برگذشت که خون می‌رود ز چشم ترم
  2. شمارهٔ ۱۰۷بپای دار کشد محتسب ز میکده مستم
  3. شمارهٔ ۱۰۸می بنالم که بسر وقت رسد صیادم
  4. شمارهٔ ۱۰۹خیز تا معتکف خانه خمار شویم
  5. شمارهٔ ۱۱۰زنی چو آتش می ساقیا بخر من هوشم
  6. شمارهٔ ۱۱۱به سرم فتاده شوری که ز خود خبر ندارم
  7. شمارهٔ ۱۱۲دل به دریا زدن از چشم تر آموخته‌ام
  8. شمارهٔ ۱۱۳دل گسست از من و با چشم تو پیوست به هم
همه‌ی غزلیات ←

نیر تبریزی درباره‌ی نیر تبریزی

میرزا محمدتقی مامقانی یا میرزا محمدتقی حجة الاسلام، متخلص به «نیر» و مشهور به «نیر تبریزی» در ۱۲ جمادی الاولی ۱۲۴۸ ه.ق در شهر تبریز به دنیا آمد. تحصیلات را نزد پدرش آغاز کرد. او تا سال ۱۲۶۹ ه.ق به یادگیری مقدمات مشغول بود و در این سال پدر را از دست داد. وی که برای تکمیل تحصیلات خود در ۲۲ سالگی عازم عتبات عالیات شده بو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.