پرش به محتوای اصلی
نیر تبریزی نیر تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۹۶

عاشق که رنج عشق نداند ز راحتش

گو باز گیر رحل اقامت ز ساعتش

گفتم قیامت است چو برخاست قامتش

غافل که تن بر این ندهد استقامتش

انصاف بر چنین قد دلجوی نازنین

زیبد که بار ناز کشی تا قیامتش

ای باد کاشیانۀ زلفش بهم زدی

باری خبر ده از دل ما و سلامتش

زاهد که بیگناه رود بر در کریم

ترسم بحشر سود نه بخشد ندامتش

ایدل بیا که خون تو کز وی نشان نبود

در چشم او معاینه بینم علامتش

مجنون که رو بجانب دشت جنون نهاد

چون ما نبود طاقت سنگ ملامتش

گو آسمان نواله بدون همتان دهد

ما را نیاز نیست بخوان کرامتش

نیرّ ملول شد دل تنگ از هوای ری

آمد بناله بختی صبر از اقامتش

هین رو ببارگاه شهنشاه طوس نه

و اهل بخاک ری همه سود و غرامتش

آنشاه تاجدار که شاهان روزگار

سایند سر بپای سریر اقامتش

تا سرو قامتش بسرت سایه میکند

سرباز سایپای و بکش بار قامتش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۸دل من کنعان است و چاه سینهٔ زندانش
  2. شمارهٔ ۹۹چشم بر صیدم نیفکند آنشکار افکن دریغ
  3. شمارهٔ ۱۰۰گفتم رقم کنم به تو حال دل ملول
  4. شمارهٔ ۱۰۱من آن نیم که دل آزرده از جفای تو باشم
  5. شمارهٔ ۱۰۲هر دم از یاد تو با چشم جدا گریم و مویم
  6. شمارهٔ ۱۰۳با تو نخواهم رخ حور ای صنم
  7. شمارهٔ ۱۰۴گر مساعد شود آن طرۀ عنبر شکنم
  8. شمارهٔ ۱۰۵خم ابروی تو تا با مژه پیوست به هم
همه‌ی غزلیات ←

نیر تبریزی درباره‌ی نیر تبریزی

میرزا محمدتقی مامقانی یا میرزا محمدتقی حجة الاسلام، متخلص به «نیر» و مشهور به «نیر تبریزی» در ۱۲ جمادی الاولی ۱۲۴۸ ه.ق در شهر تبریز به دنیا آمد. تحصیلات را نزد پدرش آغاز کرد. او تا سال ۱۲۶۹ ه.ق به یادگیری مقدمات مشغول بود و در این سال پدر را از دست داد. وی که برای تکمیل تحصیلات خود در ۲۲ سالگی عازم عتبات عالیات شده بو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.