پرش به محتوای اصلی
نیر تبریزی نیر تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۲

هر دم از یاد تو با چشم جدا گریم و مویم

که به سروقت تو چشمی‌ست جدا هر سر مویم

اشک رنگین نه به خود می‌رود از دیده به رویم

سجده بر روی بتی دارم و خون است وضویم

به چه سوگند خورم کز تو سر خویش ندارم

به سر موی تو سوگند که سرگشتهٔ اویم

نشئه می همه غم زاید و اندوه و ملالت

می‌فروشان اگر از خاک بسازند سبویم

با حضور تو هر آن بادۀ گلرنگ که خوردم

در فراقت همه خون گشت و برآمد ز گلویم

کس چه سان صبر تواند ز چنین لعبت سیمین

تو خود انصاف ده آخر نه من از آهن و رویم

گویم آیم شب تاریک سر راه تو گیرم

بو که غافل به در آیی و نهی پای به رویم

!چشم دارم که یک امشب فلک آهسته خرامی

که به صلح آمده از در صنمِ عربده‌جویم

چارهٔ زخم من ای عشق به تدبیر دگر کن

که من آن نافهٔ مشکین نتوانم که ببویم

گو من آن پایه ندارم که نهی سر به کنارم

به سرم پا نه و پندار که خاک سر کویم

کودکان چشم به راهند چه بود آه که چندی

بند برداردم از پا صنمِ سلسله‌مویم

گله از بخل رقیب است در این مسئله نیرّ

ورنه او خود به نهانی نظری داشت به سویم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۴گر مساعد شود آن طرۀ عنبر شکنم
  2. شمارهٔ ۱۰۵خم ابروی تو تا با مژه پیوست به هم
  3. شمارهٔ ۱۰۶که برگذشت که خون می‌رود ز چشم ترم
  4. شمارهٔ ۱۰۷بپای دار کشد محتسب ز میکده مستم
  5. شمارهٔ ۱۰۸می بنالم که بسر وقت رسد صیادم
  6. شمارهٔ ۱۰۹خیز تا معتکف خانه خمار شویم
  7. شمارهٔ ۱۱۰زنی چو آتش می ساقیا بخر من هوشم
  8. شمارهٔ ۱۱۱به سرم فتاده شوری که ز خود خبر ندارم
همه‌ی غزلیات ←

نیر تبریزی درباره‌ی نیر تبریزی

میرزا محمدتقی مامقانی یا میرزا محمدتقی حجة الاسلام، متخلص به «نیر» و مشهور به «نیر تبریزی» در ۱۲ جمادی الاولی ۱۲۴۸ ه.ق در شهر تبریز به دنیا آمد. تحصیلات را نزد پدرش آغاز کرد. او تا سال ۱۲۶۹ ه.ق به یادگیری مقدمات مشغول بود و در این سال پدر را از دست داد. وی که برای تکمیل تحصیلات خود در ۲۲ سالگی عازم عتبات عالیات شده بو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.