پرش به محتوای اصلی
نیر تبریزی نیر تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۱

من آن نیم که دل آزرده از جفای تو باشم

گرم ز پیش نظر رانی از قفای تو باشم

تو کز برای منی اعتبارم از تو همین بس

من ارنه درخور آنم که از برای تو باشم

علی الصباح بهر سو که رهگذار تو باشد

بسر روم که ز پا خستگان پای تو باشم

اگر تو چون سگ بیگانه ام ز خویش برانی

شوم رفیق و سگ کوی آشنای تو باشم

هزار باز اگر عهد بستی ار بشکستی

بیا که با همه بدعهدیت فدای تو باشم

اگر جفا و اگر مهر با همین ز تو شادم

که مطمح نظر چشم دلربای تو باشم

ضرورتست گدا را خیال سلطنت از چه

مرا خیال نباشد شها گدای تو باشم

چو نیست پا که بیایم به رهگذار تو نالم

که سوی صید دل خسته رهنمای تو باشم

بهشت اگر همه از من بود بدین رخ زیبا

کنم مصالحه نیرّ من ار بجای تو باشم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۳با تو نخواهم رخ حور ای صنم
  2. شمارهٔ ۱۰۴گر مساعد شود آن طرۀ عنبر شکنم
  3. شمارهٔ ۱۰۵خم ابروی تو تا با مژه پیوست به هم
  4. شمارهٔ ۱۰۶که برگذشت که خون می‌رود ز چشم ترم
  5. شمارهٔ ۱۰۷بپای دار کشد محتسب ز میکده مستم
  6. شمارهٔ ۱۰۸می بنالم که بسر وقت رسد صیادم
  7. شمارهٔ ۱۰۹خیز تا معتکف خانه خمار شویم
  8. شمارهٔ ۱۱۰زنی چو آتش می ساقیا بخر من هوشم
همه‌ی غزلیات ←

نیر تبریزی درباره‌ی نیر تبریزی

میرزا محمدتقی مامقانی یا میرزا محمدتقی حجة الاسلام، متخلص به «نیر» و مشهور به «نیر تبریزی» در ۱۲ جمادی الاولی ۱۲۴۸ ه.ق در شهر تبریز به دنیا آمد. تحصیلات را نزد پدرش آغاز کرد. او تا سال ۱۲۶۹ ه.ق به یادگیری مقدمات مشغول بود و در این سال پدر را از دست داد. وی که برای تکمیل تحصیلات خود در ۲۲ سالگی عازم عتبات عالیات شده بو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.