پرش به محتوای اصلی
نیر تبریزی نیر تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۰

گفتم رقم کنم به تو حال دل ملول

رشک آیدم که بر تو فتد دیدۀ رسول

از پند عاقلانۀ مردم دلم گرفت

برقع فرو گشای که حیران شود عقول

این نقد جان و این سرناز ار مصرا گر

یوسف کند بضاعت مزجاه من قبول

وقت است اگر به داد من بی‌نوا رسی

ای خضر ره که بار گرانست و من جهول

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۲هر دم از یاد تو با چشم جدا گریم و مویم
  2. شمارهٔ ۱۰۳با تو نخواهم رخ حور ای صنم
  3. شمارهٔ ۱۰۴گر مساعد شود آن طرۀ عنبر شکنم
  4. شمارهٔ ۱۰۵خم ابروی تو تا با مژه پیوست به هم
  5. شمارهٔ ۱۰۶که برگذشت که خون می‌رود ز چشم ترم
  6. شمارهٔ ۱۰۷بپای دار کشد محتسب ز میکده مستم
  7. شمارهٔ ۱۰۸می بنالم که بسر وقت رسد صیادم
  8. شمارهٔ ۱۰۹خیز تا معتکف خانه خمار شویم
همه‌ی غزلیات ←

نیر تبریزی درباره‌ی نیر تبریزی

میرزا محمدتقی مامقانی یا میرزا محمدتقی حجة الاسلام، متخلص به «نیر» و مشهور به «نیر تبریزی» در ۱۲ جمادی الاولی ۱۲۴۸ ه.ق در شهر تبریز به دنیا آمد. تحصیلات را نزد پدرش آغاز کرد. او تا سال ۱۲۶۹ ه.ق به یادگیری مقدمات مشغول بود و در این سال پدر را از دست داد. وی که برای تکمیل تحصیلات خود در ۲۲ سالگی عازم عتبات عالیات شده بو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.