پرش به محتوای اصلی
نیر تبریزی نیر تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۹۹

چشم بر صیدم نیفکند آنشکار افکن دریغ

در خور شاهین چشم او نبودم من دریغ

یکدمی نستاد تا بیند که چونسوزم بخویش

آنکه زد بر آتش افسرده ام دامن دریغ

تند چون ابراز سر من دوش بگذشت و نگفت

سوخت از برق تغافل مور را خرمن دریغ

گوشۀ ابروی او ایدل مقامی دلکش است

نیستم از چشم کافر کیش او ایمن دریغ

وصل دل برد از من و جان نیز بر بحران سپرد

در هلاکم دوست یکدل گشته با دشمن دریغ

اجر هر نوش لبی نیشی ز نازش در قفاست

بر نچیدم لاله ائی بیداغ از اینگلشن دریغ

دوش چون جان اش ، کشیدم تنگ خوشخوش در کنار،

در میان بیکانه بود اما حجاب تن دریغ

دانۀ شادی فلک زینکهنه پرویزن به بیخت

بس خم غم مانده بر بالای پرویزن دریغ

با خیال صبح وصل عمرم بسر رفت و نزاد

جز نتاج غم از این شبهای آبستن دریغ

عقل من بر بود از سر این منیژه وش عروس

بی تهمتن ماندم اندر چاه چون بیژن دریغ

نیرّا دوشیزه ای میگفت با آئینه دوش

مادر گیتی ز نر زادن شد استرون دریغ

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۱من آن نیم که دل آزرده از جفای تو باشم
  2. شمارهٔ ۱۰۲هر دم از یاد تو با چشم جدا گریم و مویم
  3. شمارهٔ ۱۰۳با تو نخواهم رخ حور ای صنم
  4. شمارهٔ ۱۰۴گر مساعد شود آن طرۀ عنبر شکنم
  5. شمارهٔ ۱۰۵خم ابروی تو تا با مژه پیوست به هم
  6. شمارهٔ ۱۰۶که برگذشت که خون می‌رود ز چشم ترم
  7. شمارهٔ ۱۰۷بپای دار کشد محتسب ز میکده مستم
  8. شمارهٔ ۱۰۸می بنالم که بسر وقت رسد صیادم
همه‌ی غزلیات ←

نیر تبریزی درباره‌ی نیر تبریزی

میرزا محمدتقی مامقانی یا میرزا محمدتقی حجة الاسلام، متخلص به «نیر» و مشهور به «نیر تبریزی» در ۱۲ جمادی الاولی ۱۲۴۸ ه.ق در شهر تبریز به دنیا آمد. تحصیلات را نزد پدرش آغاز کرد. او تا سال ۱۲۶۹ ه.ق به یادگیری مقدمات مشغول بود و در این سال پدر را از دست داد. وی که برای تکمیل تحصیلات خود در ۲۲ سالگی عازم عتبات عالیات شده بو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.