پرش به محتوای اصلی
نیر تبریزی نیر تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۹۷

جهان دریای خوناب است و ناپیداست پایانش

الا ای آب جو بهراس از این دریا و طوفانش

مجو شیر ای پسر زینهار از این نامهربان مادر

که خون شوهران است اینکه می‌بینی نه پستانش

ندارد جز دونان بر سفرۀ این نانکور مهمانکش

که دارد آون از گردون و ناهار است مهمانش

جوانمردان به دو نان منت دونان نمی‌ارزد

جوانمردانه بگذر زین دونان و اهل بدونانش

شب و روزش دو شهمار است و خود ضحاک و ماران است

نمی‌بینی که مغز سر خورد پیوسته مارانش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۹چشم بر صیدم نیفکند آنشکار افکن دریغ
  2. شمارهٔ ۱۰۰گفتم رقم کنم به تو حال دل ملول
  3. شمارهٔ ۱۰۱من آن نیم که دل آزرده از جفای تو باشم
  4. شمارهٔ ۱۰۲هر دم از یاد تو با چشم جدا گریم و مویم
  5. شمارهٔ ۱۰۳با تو نخواهم رخ حور ای صنم
  6. شمارهٔ ۱۰۴گر مساعد شود آن طرۀ عنبر شکنم
  7. شمارهٔ ۱۰۵خم ابروی تو تا با مژه پیوست به هم
  8. شمارهٔ ۱۰۶که برگذشت که خون می‌رود ز چشم ترم
همه‌ی غزلیات ←

نیر تبریزی درباره‌ی نیر تبریزی

میرزا محمدتقی مامقانی یا میرزا محمدتقی حجة الاسلام، متخلص به «نیر» و مشهور به «نیر تبریزی» در ۱۲ جمادی الاولی ۱۲۴۸ ه.ق در شهر تبریز به دنیا آمد. تحصیلات را نزد پدرش آغاز کرد. او تا سال ۱۲۶۹ ه.ق به یادگیری مقدمات مشغول بود و در این سال پدر را از دست داد. وی که برای تکمیل تحصیلات خود در ۲۲ سالگی عازم عتبات عالیات شده بو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.