پرش به محتوای اصلی
نیر تبریزی نیر تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۹۱

شد روی یار جلوه‌گر از زلف مشک‌بیز

صبح امید میدهد ای بخت خفته خیز

زین‌سان که میزند ره خلق این بت عراق

امسال متفق نشود خلق را حجیز

تا خود چه‌ها کند ز خطا چشم مست او

زان بیشتر که دوست ز دشمن دهد تمیز

یک شهر را بر ز قیامت قیامتی است

فردا مگر تو باز نیایی به رستخیز

بر خواریم مبین و فرود آب چشم من

یوسف به هر کجا که نشیند بود عزیز

باری به دوش بسته ز دستار شیخ شهر

آری عروس زشت کند جهد در جهیز

با یاد زلف یار نخوابم شبان تار

کافعی گزنده را بود از ریسمان گریز

در هیچ شرعی باز نپرسند خون صید

برکش کمان درست فرو نه به تیغ تیز

در صیدگاه دل همه تا چشم میرود

مرکب بتاز و صید برانداز و خون بریز

آن خط سبز رونق زلف سیه شکست

حقا که انتقام نماند به رستخیز

ای خط ز بهر تیرگی روزگار ما

کافی نبود طرۀ شبرنگ تا تو نیز

خوبان برت بضاعت مزجاة جان به کف

آورده با ترانۀ یا ایها العزیز

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۳گه به مسجد کشدم گه به کلیسای کشیش
  2. شمارهٔ ۹۴نه سر سیحۀ زاهد نه چلیپای کشیش
  3. شمارهٔ ۹۵کجا به گوش رسد ناله‌های زار منش
  4. شمارهٔ ۹۶عاشق که رنج عشق نداند ز راحتش
  5. شمارهٔ ۹۷جهان دریای خوناب است و ناپیداست پایانش
  6. شمارهٔ ۹۸دل من کنعان است و چاه سینهٔ زندانش
  7. شمارهٔ ۹۹چشم بر صیدم نیفکند آنشکار افکن دریغ
  8. شمارهٔ ۱۰۰گفتم رقم کنم به تو حال دل ملول
همه‌ی غزلیات ←

نیر تبریزی درباره‌ی نیر تبریزی

میرزا محمدتقی مامقانی یا میرزا محمدتقی حجة الاسلام، متخلص به «نیر» و مشهور به «نیر تبریزی» در ۱۲ جمادی الاولی ۱۲۴۸ ه.ق در شهر تبریز به دنیا آمد. تحصیلات را نزد پدرش آغاز کرد. او تا سال ۱۲۶۹ ه.ق به یادگیری مقدمات مشغول بود و در این سال پدر را از دست داد. وی که برای تکمیل تحصیلات خود در ۲۲ سالگی عازم عتبات عالیات شده بو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.