پرش به محتوای اصلی
نیر تبریزی نیر تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۹۰

هندوی چشم و خال و خط و زلف مشک‌بیز

دستی بهم نداده که ممکن شود گریز

هوشم سر تو دارد از آن دارمش به سر

چشمم رخ تو بیند از آن دارمش عزیز

رشک آیدم حدیث تو گفتن به زاهدان

گوهر گرانبها و خریدار بی‌تمیز

جانان وداع میکند ای دل به در شتاب

دلبر ز دست می‌رود ای دل به پای خیز

گرداب هایل و شب تاریک و بیم موج

پی شد امید ساحلم ای دیده خون بریز

سرهاست کز هوای تو دریابت اوفتد

دل جلوه‌گاه حسن چه حاجت به تیغ تیز

از موج خیز طعنه نترسد غریق عشق

دوزخ چشیده را چه غم از هول رستخیز

نیّر بس از غنیمت تردامنی مرا

کاهل ریا ز صحبت ما دارد احتریز

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۲ای جوان کاین همه آتش زنیم بر دل و ریش
  2. شمارهٔ ۹۳گه به مسجد کشدم گه به کلیسای کشیش
  3. شمارهٔ ۹۴نه سر سیحۀ زاهد نه چلیپای کشیش
  4. شمارهٔ ۹۵کجا به گوش رسد ناله‌های زار منش
  5. شمارهٔ ۹۶عاشق که رنج عشق نداند ز راحتش
  6. شمارهٔ ۹۷جهان دریای خوناب است و ناپیداست پایانش
  7. شمارهٔ ۹۸دل من کنعان است و چاه سینهٔ زندانش
  8. شمارهٔ ۹۹چشم بر صیدم نیفکند آنشکار افکن دریغ
همه‌ی غزلیات ←

نیر تبریزی درباره‌ی نیر تبریزی

میرزا محمدتقی مامقانی یا میرزا محمدتقی حجة الاسلام، متخلص به «نیر» و مشهور به «نیر تبریزی» در ۱۲ جمادی الاولی ۱۲۴۸ ه.ق در شهر تبریز به دنیا آمد. تحصیلات را نزد پدرش آغاز کرد. او تا سال ۱۲۶۹ ه.ق به یادگیری مقدمات مشغول بود و در این سال پدر را از دست داد. وی که برای تکمیل تحصیلات خود در ۲۲ سالگی عازم عتبات عالیات شده بو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.