پرش به محتوای اصلی
نیر تبریزی نیر تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۸۹

نه در آزردن دلها چو تو خودرای دگر

نه چو من بر سر خوی تو شکیبای دگر

نه ترا رأی بجز خوردن خون دل من

نه مرا جز طالب نوش لبت رای دگر

با که گویم که چها میکشم از دست تو من

رشکم آید که برم نام ترا جای دگر

نیمه جانی و گر از کشمکش شوق بجاست

بکن ایبارقۀ حسن تجلای دگر

ایکه از ناز نهی پا بسر کشته خویش

ایدریغ از سر دیگر که نهی پای دگر

سود آن برد که سر در سر سودای تو باخت

که زبان است در اینمرحله سودای دگر

زلف و خط داده بهم دست مگر چشم تو باز

داده در کشور دل رخصت یغمای دگر

هر چه ایجان پدر ناز توانی بفروش

مادر دهر نیارد چو تو زیبای دگر

سروا گر با تو ببالد بنشانش بر خاک

کاین قبا نیست برازنده ببالای دگر

بسر زلف دلاویز و بجان لب مست

کز تو جز بوسه مرا نیست تمنای دگر

گر بفردای قیامت کشدم وعده وصل

باز ترسم که دهی وعده فردای دگر

خط نیاورده رخش غمزۀ جادو وش او

چشم من بست که فردا نروم جای دگر

نیرّا شیشۀدل را که در او سرّ خداست

نتوان داد بهر بی سر و بی پای دگر

تا توانی مزن اینحقۀ مینائی را

جز ولای شه دین مهر تولای دگر

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۱شد روی یار جلوه‌گر از زلف مشک‌بیز
  2. شمارهٔ ۹۲ای جوان کاین همه آتش زنیم بر دل و ریش
  3. شمارهٔ ۹۳گه به مسجد کشدم گه به کلیسای کشیش
  4. شمارهٔ ۹۴نه سر سیحۀ زاهد نه چلیپای کشیش
  5. شمارهٔ ۹۵کجا به گوش رسد ناله‌های زار منش
  6. شمارهٔ ۹۶عاشق که رنج عشق نداند ز راحتش
  7. شمارهٔ ۹۷جهان دریای خوناب است و ناپیداست پایانش
  8. شمارهٔ ۹۸دل من کنعان است و چاه سینهٔ زندانش
همه‌ی غزلیات ←

نیر تبریزی درباره‌ی نیر تبریزی

میرزا محمدتقی مامقانی یا میرزا محمدتقی حجة الاسلام، متخلص به «نیر» و مشهور به «نیر تبریزی» در ۱۲ جمادی الاولی ۱۲۴۸ ه.ق در شهر تبریز به دنیا آمد. تحصیلات را نزد پدرش آغاز کرد. او تا سال ۱۲۶۹ ه.ق به یادگیری مقدمات مشغول بود و در این سال پدر را از دست داد. وی که برای تکمیل تحصیلات خود در ۲۲ سالگی عازم عتبات عالیات شده بو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.