پرش به محتوای اصلی
نیر تبریزی نیر تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۹۴

نه سر سیحۀ زاهد نه چلیپای کشیش

کفر زلف تو رها کرد مرا از همه کیش

دوست گر وقت تماشاست به دیوانۀ خویش

سنگ طفلان ز پی و راه بیابان در پیش

با هوای لب خندان تو نیشم همه نوش

با خیال سر مژگان تو نوشم همه نیش

در سیه‌روزی ما این همه ای زلف مکوش

با حذر باش ز جمعیت دل‌های پریش

لب طناز تو پرناز و مرا حوصله کم

چشم غماز تو خونخوار و مرا حوصله بیش

من نتابم ز کمانخانۀ ابروی تو روی

مژه گو تیر جفا پاک بپرداز ز کیش

تیغ تیز از سر آن خط سیه باز مگیر

لاوه بر روی خود ای دوست مکش دشمن خویش

ناسپاس است اگر حق نمک نشناسد

سال‌ها خون جگر داده لبت بر دل ریش

خنده بر ریش رقیبت چه کنم گر نکنم

که کند غرقه به ناچار نشت بحشیش

تو که شب با منی اندیشۀ فردا جهل است

کار امروز به فردا نگذارد درویش

میزند بر در دل حلقه نهانی غم دوست

نیرا خانه بپرداز ز بیگانه و خویش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۶عاشق که رنج عشق نداند ز راحتش
  2. شمارهٔ ۹۷جهان دریای خوناب است و ناپیداست پایانش
  3. شمارهٔ ۹۸دل من کنعان است و چاه سینهٔ زندانش
  4. شمارهٔ ۹۹چشم بر صیدم نیفکند آنشکار افکن دریغ
  5. شمارهٔ ۱۰۰گفتم رقم کنم به تو حال دل ملول
  6. شمارهٔ ۱۰۱من آن نیم که دل آزرده از جفای تو باشم
  7. شمارهٔ ۱۰۲هر دم از یاد تو با چشم جدا گریم و مویم
  8. شمارهٔ ۱۰۳با تو نخواهم رخ حور ای صنم
همه‌ی غزلیات ←

نیر تبریزی درباره‌ی نیر تبریزی

میرزا محمدتقی مامقانی یا میرزا محمدتقی حجة الاسلام، متخلص به «نیر» و مشهور به «نیر تبریزی» در ۱۲ جمادی الاولی ۱۲۴۸ ه.ق در شهر تبریز به دنیا آمد. تحصیلات را نزد پدرش آغاز کرد. او تا سال ۱۲۶۹ ه.ق به یادگیری مقدمات مشغول بود و در این سال پدر را از دست داد. وی که برای تکمیل تحصیلات خود در ۲۲ سالگی عازم عتبات عالیات شده بو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.