پرش به محتوای اصلی
نیر تبریزی نیر تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۹۳

گه به مسجد کشدم گه به کلیسای کشیش

بستۀ موی بتانست مرا تختۀ کیش

زاهد و طرۀ دستار من و زلف نگار

هر کسی را هوسی در سر و کاری در پیش

صبر دیوانه مگر تا به چه پایان باشد

خنک آن روز کزین سلسله گیرم سر خویش

نظری بر تو و صد بار نگه بر چپ و راست

تا نیایند رقیبان توام از پس و پیش

چه کنم گر ننهم سر به بیایان جنون

پنجۀ عشق قوی‌لقمه‌ام از حوصله پیش

این منم کافعی زلف تو بجان می‌طلبم

ورنه کس دشمن جانی ندهد راه به خویش

پارسایی به تغافل ز تو فکریست محال

عشق و مستوری پیوند نگیرد به سریش

حلقۀ زلف تو از دست دهم من هیهات

تا نگیرد ز طلب دست ندارد درویش

رند میخانه به کنجی خمش از آتش می

سر صوفی به فلک میرود از دود حشیش

بوی خون آید از این چشم سیه‌دل که تو راست

دلبرا دست من و دامن آن زلف پریش

جای عذر است چرا خنده به رندان نکنند

زاهد صومعه را کاین همه خندند به ریش

چند گفتم که مبو کاکل مشگین بتان

عاقلان پند من افسانه شمرد این دل ریش

نیّرا باش که تا خیمه زنم بر در شاه

چرخ اگر تیر جفا پاک بپرداخت ز کیش

شه اورنگ ولایت که در اقلیم وجود

جز به تدبیر یمینش نرود کار از پیش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۵کجا به گوش رسد ناله‌های زار منش
  2. شمارهٔ ۹۶عاشق که رنج عشق نداند ز راحتش
  3. شمارهٔ ۹۷جهان دریای خوناب است و ناپیداست پایانش
  4. شمارهٔ ۹۸دل من کنعان است و چاه سینهٔ زندانش
  5. شمارهٔ ۹۹چشم بر صیدم نیفکند آنشکار افکن دریغ
  6. شمارهٔ ۱۰۰گفتم رقم کنم به تو حال دل ملول
  7. شمارهٔ ۱۰۱من آن نیم که دل آزرده از جفای تو باشم
  8. شمارهٔ ۱۰۲هر دم از یاد تو با چشم جدا گریم و مویم
همه‌ی غزلیات ←

نیر تبریزی درباره‌ی نیر تبریزی

میرزا محمدتقی مامقانی یا میرزا محمدتقی حجة الاسلام، متخلص به «نیر» و مشهور به «نیر تبریزی» در ۱۲ جمادی الاولی ۱۲۴۸ ه.ق در شهر تبریز به دنیا آمد. تحصیلات را نزد پدرش آغاز کرد. او تا سال ۱۲۶۹ ه.ق به یادگیری مقدمات مشغول بود و در این سال پدر را از دست داد. وی که برای تکمیل تحصیلات خود در ۲۲ سالگی عازم عتبات عالیات شده بو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.