پرش به محتوای اصلی
نیر تبریزی نیر تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۸۳

تا سر کار تو با خانۀ خمار افتاد

راز سر بستۀ ما بر سر بازار افتاد

بسر زلف تو آویخت دل ازچاه زنخ

کار زندانی عشقت بسر دار افتاد

دل ز سر حلقۀ زلفت نبرد راه بجای

همچو آن نقطه که اندر کف پرکار افتاد

ای پسر تا به کِی آن روی ، نهان در خَمِ زلف،

پرده بگشا که مرا پرده ز اسرار افتاد

غالباً ره نبرد عاشق صادق سوی وصل

اندرین کار مرا تجربه بسیار افتاد

دل دیوانه که شد واله آن نرگس مست

هوشیاریست که با مردم خمار افتاد

سخنت گرچه لطیف است سرا پا نیرّ

لب فروبند که در قافیه تکرار افتاد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۵یارب آنخال که ما را شد از او روز سیاه
  2. شمارهٔ ۸۶محتسب با ساغر می گر مرا سر بشکند
  3. شمارهٔ ۸۷بکش ای دوست نداریم ز حکم تو گزیر
  4. شمارهٔ ۸۸ز تاب زلف تو نارسته خط دمید آخر
  5. شمارهٔ ۸۹نه در آزردن دلها چو تو خودرای دگر
  6. شمارهٔ ۹۰هندوی چشم و خال و خط و زلف مشک‌بیز
  7. شمارهٔ ۹۱شد روی یار جلوه‌گر از زلف مشک‌بیز
  8. شمارهٔ ۹۲ای جوان کاین همه آتش زنیم بر دل و ریش
همه‌ی غزلیات ←

نیر تبریزی درباره‌ی نیر تبریزی

میرزا محمدتقی مامقانی یا میرزا محمدتقی حجة الاسلام، متخلص به «نیر» و مشهور به «نیر تبریزی» در ۱۲ جمادی الاولی ۱۲۴۸ ه.ق در شهر تبریز به دنیا آمد. تحصیلات را نزد پدرش آغاز کرد. او تا سال ۱۲۶۹ ه.ق به یادگیری مقدمات مشغول بود و در این سال پدر را از دست داد. وی که برای تکمیل تحصیلات خود در ۲۲ سالگی عازم عتبات عالیات شده بو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.