پرش به محتوای اصلی
نیر تبریزی نیر تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۸۵

یارب آنخال که ما را شد از او روز سیاه

ببلای خم زلف تو گرفتار آید

دم جان بخش مسیحاست سحرخیزانرا

شعلۀ آه که از سینۀ افکار آید

زلفت ار برد بیغما دل شهری چه عجب

هر چه گویند از آنرهزن طرّار آید

ایدل غمزده خوابی که شب از نیمه گذشت

وقت آنست که همسایه زنهار آید

واعظانرا رسد از زمزمۀ عشق بگوش

سیحه درهم گسلد مست ببازار آید

اینکه بیمار غمت کرد ز دوری نیرّ

دل قوی دار که خود نیز پرستار آید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۷بکش ای دوست نداریم ز حکم تو گزیر
  2. شمارهٔ ۸۸ز تاب زلف تو نارسته خط دمید آخر
  3. شمارهٔ ۸۹نه در آزردن دلها چو تو خودرای دگر
  4. شمارهٔ ۹۰هندوی چشم و خال و خط و زلف مشک‌بیز
  5. شمارهٔ ۹۱شد روی یار جلوه‌گر از زلف مشک‌بیز
  6. شمارهٔ ۹۲ای جوان کاین همه آتش زنیم بر دل و ریش
  7. شمارهٔ ۹۳گه به مسجد کشدم گه به کلیسای کشیش
  8. شمارهٔ ۹۴نه سر سیحۀ زاهد نه چلیپای کشیش
همه‌ی غزلیات ←

نیر تبریزی درباره‌ی نیر تبریزی

میرزا محمدتقی مامقانی یا میرزا محمدتقی حجة الاسلام، متخلص به «نیر» و مشهور به «نیر تبریزی» در ۱۲ جمادی الاولی ۱۲۴۸ ه.ق در شهر تبریز به دنیا آمد. تحصیلات را نزد پدرش آغاز کرد. او تا سال ۱۲۶۹ ه.ق به یادگیری مقدمات مشغول بود و در این سال پدر را از دست داد. وی که برای تکمیل تحصیلات خود در ۲۲ سالگی عازم عتبات عالیات شده بو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.