پرش به محتوای اصلی
نیر تبریزی نیر تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۸۶

محتسب با ساغر می گر مرا سر بشکند

با کم از سر نیست ز آن ترسم که ساغر بشکند

تا شنیدستم که دل بشکسته دارد دوست دوست

من بموئی بسته ام دل تا مکرر بشکند

ای مساعد کوکب آن جانی که جانانش ستد

وی همایون روزگار آن دل که دلبر بشکند

چون بصیدم سر دهی شاهین چشم آهسته ده

تیز پرواز است ترسم ناگهش پر بشکند

شیخ را گردن شکست از بار دستار گران

بار وی یا رب گران کن بار دیگر بشکند

شانه در آئینه مرگ ما مصوّر میکند

تا ترا بر رخ یکی زلف معنبر بشکند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۸ز تاب زلف تو نارسته خط دمید آخر
  2. شمارهٔ ۸۹نه در آزردن دلها چو تو خودرای دگر
  3. شمارهٔ ۹۰هندوی چشم و خال و خط و زلف مشک‌بیز
  4. شمارهٔ ۹۱شد روی یار جلوه‌گر از زلف مشک‌بیز
  5. شمارهٔ ۹۲ای جوان کاین همه آتش زنیم بر دل و ریش
  6. شمارهٔ ۹۳گه به مسجد کشدم گه به کلیسای کشیش
  7. شمارهٔ ۹۴نه سر سیحۀ زاهد نه چلیپای کشیش
  8. شمارهٔ ۹۵کجا به گوش رسد ناله‌های زار منش
همه‌ی غزلیات ←

نیر تبریزی درباره‌ی نیر تبریزی

میرزا محمدتقی مامقانی یا میرزا محمدتقی حجة الاسلام، متخلص به «نیر» و مشهور به «نیر تبریزی» در ۱۲ جمادی الاولی ۱۲۴۸ ه.ق در شهر تبریز به دنیا آمد. تحصیلات را نزد پدرش آغاز کرد. او تا سال ۱۲۶۹ ه.ق به یادگیری مقدمات مشغول بود و در این سال پدر را از دست داد. وی که برای تکمیل تحصیلات خود در ۲۲ سالگی عازم عتبات عالیات شده بو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.