پرش به محتوای اصلی
نیر تبریزی نیر تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۸۲

این خودسری که زلف تو ای دلربا کند

با روزگار غم‌زدگان تا چه‌ها کند

زلف از کنار چاه زنخدان مگیر باز

بگذار دستگیری افتاده‌ها کند

گشتم اسیر غمزۀ طفلی که صید دل

هر لحظه دست گیردو بازش رها کند

مست است کرده ناوک مژگان بسینه راست

ای دل بهوش باش که ترسم خطا کند

افتاده زاهدان به هم از بخل یکدگر

ساقی کجاست کاو در میخانه وا کند

عاشق هزار جان به لب آرد ز انتظار

تا لعل دلکش تو به عهدی وفا کند

من جان‌سپار و غمزهٔ شوخ تو جان‌ستان

ناصح در این میانه فضولی چرا کند

نیرّ تطاولی که به بیگانه کس نکرد

چشمان مست او همه با آشنا کند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۴انس من ایشیخ با می است و دف و عود
  2. شمارهٔ ۸۵یارب آنخال که ما را شد از او روز سیاه
  3. شمارهٔ ۸۶محتسب با ساغر می گر مرا سر بشکند
  4. شمارهٔ ۸۷بکش ای دوست نداریم ز حکم تو گزیر
  5. شمارهٔ ۸۸ز تاب زلف تو نارسته خط دمید آخر
  6. شمارهٔ ۸۹نه در آزردن دلها چو تو خودرای دگر
  7. شمارهٔ ۹۰هندوی چشم و خال و خط و زلف مشک‌بیز
  8. شمارهٔ ۹۱شد روی یار جلوه‌گر از زلف مشک‌بیز
همه‌ی غزلیات ←

نیر تبریزی درباره‌ی نیر تبریزی

میرزا محمدتقی مامقانی یا میرزا محمدتقی حجة الاسلام، متخلص به «نیر» و مشهور به «نیر تبریزی» در ۱۲ جمادی الاولی ۱۲۴۸ ه.ق در شهر تبریز به دنیا آمد. تحصیلات را نزد پدرش آغاز کرد. او تا سال ۱۲۶۹ ه.ق به یادگیری مقدمات مشغول بود و در این سال پدر را از دست داد. وی که برای تکمیل تحصیلات خود در ۲۲ سالگی عازم عتبات عالیات شده بو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.