پرش به محتوای اصلی
نیر تبریزی نیر تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۸۱

عمری که بی‌تو ای مه نوشاد می‌رود

سر داده خرمنی است که بر باد می‌رود

دور از کنار یار ز دریای چشم من

رودی‌ست دجلهٔ که به بغداد می‌رود

شیرین به کام‌جویی و پرویز در نشاط

غافل ز خون که از دل فرهاد می‌رود

جز من بهر که می‌نگری در حضور تو

افسرده‌خاطر آمد و دلشاد می‌رود

مستانه می‌خرامد و دل از پیش دوان

آهو نگر که از پی صیاد می‌رود

خلقی به دام بسته و خود همچو سروناز

بنگر چگونه سر خوش و آزاد می‌رود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۳تا سر کار تو با خانۀ خمار افتاد
  2. شمارهٔ ۸۴انس من ایشیخ با می است و دف و عود
  3. شمارهٔ ۸۵یارب آنخال که ما را شد از او روز سیاه
  4. شمارهٔ ۸۶محتسب با ساغر می گر مرا سر بشکند
  5. شمارهٔ ۸۷بکش ای دوست نداریم ز حکم تو گزیر
  6. شمارهٔ ۸۸ز تاب زلف تو نارسته خط دمید آخر
  7. شمارهٔ ۸۹نه در آزردن دلها چو تو خودرای دگر
  8. شمارهٔ ۹۰هندوی چشم و خال و خط و زلف مشک‌بیز
همه‌ی غزلیات ←

نیر تبریزی درباره‌ی نیر تبریزی

میرزا محمدتقی مامقانی یا میرزا محمدتقی حجة الاسلام، متخلص به «نیر» و مشهور به «نیر تبریزی» در ۱۲ جمادی الاولی ۱۲۴۸ ه.ق در شهر تبریز به دنیا آمد. تحصیلات را نزد پدرش آغاز کرد. او تا سال ۱۲۶۹ ه.ق به یادگیری مقدمات مشغول بود و در این سال پدر را از دست داد. وی که برای تکمیل تحصیلات خود در ۲۲ سالگی عازم عتبات عالیات شده بو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.