پرش به محتوای اصلی
نیر تبریزی نیر تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۸۰

شانه هر دم که بر آن کاکل مشکین گذرد

وه چه گویم که چه‌ها بر دل خونین گذرد

کاش یکسر هم بر چشم من آید ز خطا

هر خدنگی که از آن ابروی پر چین گذرد

این دل و این تو که دست از سر خود بردارد

شه چو در کلبۀ رستائی مسکین گذرد

منعم از عشق جوانان مکن ای ناصح پیر

بس قبیح است که پیری کهن از دین گذرد

گه به کهسار گهی راز به صحرا گویم

بو که ویسی ز خدا بر سر رامین گذرد

دیر ماندی بدم ای صبح سعادی بگذار

دانۀ اشک من از خوشۀ پروین گذرد

تا نفس دارم از این درد بنالم حاشا

خنک آن روز که جانانه به بالین گذرد

حور عین گر گذرد بر سرم از کوی بهشت

نه من از دوست نه فرهاد ز شیرین گذرد

عاشق از حیرت وصلت سر و جان و دل و دین

همه در دست و نداند ز کدامین گذرد

چند گفتم به دل آن روز که او چشم گشود

بس کن از قهقهه ای کبک که شاهین گذرد

با چنین ساعد دلبند خصومت جهل است

بگذارید که خون تا ز سر زین گذرد

مگر آن دل که بر او عشق ندارد نیّر

سنگ باشد ز چنین لعبت سیمین گذرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۲این خودسری که زلف تو ای دلربا کند
  2. شمارهٔ ۸۳تا سر کار تو با خانۀ خمار افتاد
  3. شمارهٔ ۸۴انس من ایشیخ با می است و دف و عود
  4. شمارهٔ ۸۵یارب آنخال که ما را شد از او روز سیاه
  5. شمارهٔ ۸۶محتسب با ساغر می گر مرا سر بشکند
  6. شمارهٔ ۸۷بکش ای دوست نداریم ز حکم تو گزیر
  7. شمارهٔ ۸۸ز تاب زلف تو نارسته خط دمید آخر
  8. شمارهٔ ۸۹نه در آزردن دلها چو تو خودرای دگر
همه‌ی غزلیات ←

نیر تبریزی درباره‌ی نیر تبریزی

میرزا محمدتقی مامقانی یا میرزا محمدتقی حجة الاسلام، متخلص به «نیر» و مشهور به «نیر تبریزی» در ۱۲ جمادی الاولی ۱۲۴۸ ه.ق در شهر تبریز به دنیا آمد. تحصیلات را نزد پدرش آغاز کرد. او تا سال ۱۲۶۹ ه.ق به یادگیری مقدمات مشغول بود و در این سال پدر را از دست داد. وی که برای تکمیل تحصیلات خود در ۲۲ سالگی عازم عتبات عالیات شده بو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.